روز ملی فرش؛ روزی برای گزارشهای تشریفاتی یا طرح سئوالات سخت
سایت اطلاع رسانی فرش ایران - کارپتور
وقتی ایران در سال ۱۳۸۹ پیشنهاد کرد روزی در تقویم جهانی به صنایعدستی اختصاص یابد و شورای جهانی صنایعدستی با این پیشنهاد موافقت کرد، این تصمیم بیش از آنکه نشانهای از اعتمادبهنفس باشد، میتوانست تعبیری از نگرانی باشد. نگرانی از اینکه چیزی در حال ازدسترفتن است و باید یادش را زنده نگه داشت. فرش دستباف ایران، یکی از قدیمیترین و ریشهدارترین صنایع فرهنگی این سرزمین، اکنون در چنین وضعیتی ایستاده است.
صادرات فرش دستباف ایران در اوج خود به بیش از دو میلیارد دلار* میرسید و حتی پس از افتهای بعدی، تا سال ۱۳۷۴ هیچگاه از پانصد میلیون دلار کمتر نشد. اما در سال ۱۴۰۳، مجموع صادرات فرش دستباف و گبه به ۴۱.۷ میلیون دلار رسیده است. آمار هفتماهه ۱۴۰۴ نیز نشان میدهد این رقم به ۲۳.۵میلیون دلار افت کرده. روندی که نهتنها متوقف نشده که بار دیگر در مسیر افول است. در مقایسه با اوج تاریخی، این کاهش بیش از نود درصد است.
اما این فقط یک بحران تجاری نیست. رئیس مرکز ملی فرش ایران هشدار داده که بیش از هشتاد درصد تولید فرش دستباف کشور بر دوش زنان است و تحریم فرش تنها تحریم یک کالا نیست، بلکه تحریم فرهنگ، خانواده و اشتغال بیش از دو میلیون نفر است. فعالان این حوزه از موانع داخلی بهعنوان «تحریم داخلی» یاد میکنند و نقش سیاستگذاری نادرست در شدت بخشیدن به اثر تحریمهای خارجی را مهم میدانند.
نگرانی جدی دیگر، کنار رفتن نسل جوان از صنعت فرش دستباف است. رشتهای که نسلها با آن بزرگ شدهاند، دیگر برای جوانان روستایی جذابیتی ندارد؛ چون صرفه ندارد، آیندهای معلوم ندارد، و بازاری مطمئن ندارد. مهاجرت از روستا به شهر تسریع میشود، دار قالیها خاموش میمانند و دانشی که در هیچ کتابی ثبت نشده، با پیرشدن دستان بافندگان، به فراموشی میرود.
ایران از نظرداشتن بیشترین شهرها و روستاهای دارای ثبت جهانی در حوزه صنایعدستی، مقام نخست جهان را دارد. رتبهای که افتخارآمیز است، اما اگر با حمایت واقعی همراه نشود، تنها نشانهای است بر سنگ قبر یک تمدن بافنده.

روز ملی فرش، اگر تنها مناسبتی برای گزارشهای تشریفاتی و نمایشگاههای موقت باشد، ارزشی ندارد. این روز فرصتی است برای پرسیدن سؤالهای سخت: چرا بازار دو میلیارددلاری از دست رفت؟ چرا بافندهای که عمرش را پای دار گذاشته، بیمه ندارد؟ و مهمتر از همه: آیا هنوز دیر نشده؟
فرش ایرانی هنوز هم در موزههای جهان میدرخشد، هنوز هم در بازارهای آلمان و امارات و ژاپن خریدار دارد، هنوز هم نقشههایش داستان میگویند. اما داستانهایی که تنها در موزهها نقل شوند، داستانهای مردهاند. فرش ایرانی به حمایت زنده نیاز دارد؛ نه کفزدن در مناسبتها.
| * توضیح کارپتور: سالهاست که آمار صادرات دو میلیارد دلاری! فرش دستباف در دوره اوج استقبال بازار از این محصول، در بیانات و خبرهای رسانهها منعکس گردیده و میگردد. ارایه کنندگان این آمار بجای بررسی و راستیآزمایی این عدد ترجیح میدهند تا چشم خود را بر این موضوع بسته و بجای آن انگیزه خود از اعلام چنین آماری را مد نظر قرار دهند. آنها که اندک تجربهای از بازار و امر صادرات دارند خوب میدانند که ممکن نیست تنها در یک سال محصول صادراتی کشوری به یکباره چهارصد درصد رشد کند و بلافاصله در سالهای بعد به میزان قبلی خود سقوط کند. از ارایه آمار غیر مستند بپرهیزیم. ارایه آمار غلط با هر انگیزه خیری، جز گمراه کردن و فریب و نهایتا خسارات جبرانناپذیر در حوزه تولید و عرضه، هیچ نفعی ندارد! |
دیدگاه ها