نقد و نظر

بازگرداندن فرش ایرانی به جایگاه شایسته

نقد و نظر

علیرضا قادری
 

بازگرداندن فرش دستباف ایرانی به جایگاه اصیل و شایسته خود، دغدغه‌ای است که طی سه دهه اخیر همواره در کانون توجه فعالان، کارشناسان و رسانه‌ها قرار داشته است. تقریباً همه دیدگاه‌های مطرح‌شده در این زمینه بر یک اصل مشترک تأکید دارند: وجود کاستی‌ها و ضرورت رفع آنها به‌عنوان شرط اصلی توسعه صادرات و بازپس‌گیری سهم ازدست‌رفته ایران در بازارهای جهانی.

بااین‌حال، بخش مهمی از این اظهارنظرها به دلیل نگاه سطحی و غیرواقع‌بینانه، یا به آدرس‌های اشتباه منتهی شده‌اند یا در نهایت راهکارهایی غیر مؤثر ارائه کرده‌اند. در بسیاری از این تحلیل‌ها، گرچه به عواملی مانند تحریم‌های بین‌المللی یا سوء مدیریت نیز اشاره شده، اما عمق و جایگاه واقعی این عوامل در ساختار بحران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

دو ریشه اصلی بحران
اگر بخواهیم صریح و مستند به دلایل کاهش صادرات فرش دستباف ایرانی بپردازیم، دو عامل بنیادین بیش از هر چیز نقش تعیین‌کننده داشته‌اند:
تحریم های اقتصادی
و بی اعتنایی به مدیریت علمی!

  1. تحریم‌های اقتصادی
    تحریم‌ها نه تنها امکان هرگونه تحرک جدی و ثمربخش را از فعالان این حوزه گرفته‌اند، بلکه بر کل نظام اقتصادی کشور سایه‌ای سنگین انداخته‌اند. در چنین شرایطی حتی اقدامات جزئی و ساده‌ای که در شرایط عادی می‌توانست نتایج مثبتی به بار آورد، با موانع جدی و پیچیده مواجه می‌شود.

  2. بی‌اعتنایی به مدیریت علمی
    دومین و شاید ریشه‌ای‌ترین عامل، غفلت از مدیریت حرفه‌ای و امروزین است. در اغلب موارد مدیران نه بر اساس تخصص، دانش و تجربه مدیریتی، بلکه با تکیه بر ملاحظات حاشیه‌ای یا روابط شخصی انتخاب شده‌اند. این ساختار معیوب سبب شده است که:

    • برنامه‌ای جامع، آینده‌نگر و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی وجود نداشته باشد؛

    • هماهنگی و هم‌افزایی میان دستگاه‌های مرتبط شکل نگیرد؛

    • نهاد نظارتی مستقل و قاطع برای اصلاح مسیرها حضور نداشته باشد.

    در نتیجه، بسیاری از تصمیمات به جای آن‌که بر مبنای تحلیل کارشناسی باشد، تحت تأثیر سلیقه فردی یا فشار محافل غیرحرفه‌ای اتخاذ شده و مدیریت در عمل به ظاهرسازی و نمایش تقلیل یافته است.

پیامدها و نقد راهکارهای سطحی

حاصل این نوع مدیریت و فشار تحریم‌ها در طی سالیان، زیان‌های آشکار و غیرقابل انکار برای صنعت فرش بوده است. ازاین‌رو، پرداختن سطحی به موضوعاتی چون «بسته‌بندی» یا استفاده کلی و مبهم از واژگانی مانند «نوآوری»، «مدرن»، «مینیمال» یا «نوگرایی هوشمندانه»، نشان‌دهنده فاصله جدی بسیاری از تحلیل‌گران با واقعیت‌های اقتصادی، شرایط بازارهای مقصد و حتی شناخت دقیق از فرش دستباف ایرانی است.
تا زمانی که این دو عامل اصلی ـ یعنی تحریم‌ها و مدیریت غیرعلمی ـ بر جای خود باقی باشند، هر برنامه‌ای هرچند با نیت خیر و شعارهای جذاب آغاز شود، به همان سرنوشت طرح‌ها و برنامه‌های دهه‌های گذشته دچار خواهد شد: ناکامی و تکرار چرخه «باری به هر جهت».

بازگرداندن فرش ایرانی به جایگاه شایسته‌اش نیازمند شجاعت در پذیرش علل ریشه‌ای بحران است. بدون رفع یا حداقل مدیریت هوشمندانه تحریم‌ها و بدون اصلاح ساختار مدیریت بر اساس معیارهای علمی و آینده‌نگر، هیچ راهکار اجرایی ـ حتی اگر در ظاهر نوآورانه و جذاب باشد ـ قادر نخواهد بود سهم ازدست‌رفته فرش ایران در بازار جهانی را احیا کند.

 

 

 
اگر این مطلب را می‌پسندید از طریق لینک‌های زیر در شبکه‌های اجتماعی به سایر علاقه مندان همرسانی کنید!

دیدگاه ها


  • هنوز دیدگاهی ثبت نشده است!

نظرات شما:

  • نظرات حاوی هرگونه توهین و یا نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات به غیر از زبان فارسی و یا غیر‌مرتبط با مطلب، منتشر نمی‌شود.