از یک مجموعه شخصی تا یک گنجینه ملی
۱۴۰۸ دستبافته پرویز تناولی؛ مجموعهای که قرار بود در موزهای در شیراز ماندگار شود
پرویز تناولی طی بیش از شش دهه، ۱۴۰۸ دستبافته از مناطق و میان گروههای مختلف روستایی و عشایری ایران گردآوری کرد و در سال ۱۳۹۹ آن را به وزارت میراث فرهنگی سپرد؛ مجموعهای که برای آن وعده ایجاد موزهای تخصصی در شیراز داده شد.
۱۴۰۸ دستبافته؛ روایت یک عمر مجموعهداری
در کارنامه پرویز تناولی، فرش و دستبافتههای عشایری تنها بخشی فرعی از فعالیتهای هنری او نیستند. او طی چند دهه، مجموعهای گسترده از بافتههای روستایی و عشایری ایران گردآوری کرد؛ مجموعهای که در نهایت تصمیم گرفت آن را به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بسپارد.
بر اساس تفاهمنامهای که در ۱۹ آبان ۱۳۹۹ میان تندیس تناولی، به نمایندگی از پدرش، و محمدحسن طالبیان، معاون وقت میراث فرهنگی، امضا شد، قرار بود ۱۴۰۸ قطعه از دستبافتههای روستایی و عشایری ایران به وزارت میراث فرهنگی اهدا شود. این مجموعه شامل گلیم، گبه و فرش و طیف متنوعی از بافتههای کاربردی بود.
این رقم در گزارشهای بعدی وزارت میراث فرهنگی نیز تکرار شد و در مراسم رونمایی از بخشی از مجموعه در موزه فرش ایران، از ۱۴۰۸ اثر بهعنوان مجموعه اهدایی تناولی یاد شد.
مجموعهای فراتر از فرش
آنچه این مجموعه را برای پژوهشگران فرش و هنرهای سنتی اهمیتدار میکند، تنها تعداد آثار نیست؛ بلکه تنوع آنهاست.
در فهرست منتشرشده از مجموعه، علاوه بر فرش و گلیم، نمونههایی همچون خورجین و نیمخورجین، چنته، جوال، تاچه، مفرش، نمکدان، سفره نان، جاجیم، موج، گبه و انواع بافتههای مرتبط با زندگی روزمره عشایر و روستاییان دیده میشود.
این تنوع، مجموعه تناولی را از یک مجموعه صرفاً قالیشناسانه فراتر میبرد و آن را به تصویری از فرهنگ مادی و شیوه زندگی جوامع عشایری و روستایی ایران تبدیل میکند.
در چنین مجموعهای، یک خورجین یا نمکدان صرفاً یک شیء کاربردی نیست؛ ساختار، نقش، مواد، شیوه بافت و کاربرد آن میتواند اطلاعاتی درباره زندگی روزمره، اقتصاد، جابهجایی، ذوق بصری و سنتهای یک جامعه در اختیار پژوهشگر قرار دهد.
چرا تناولی این مجموعه را اهدا کرد؟
تصمیم تناولی برای واگذاری مجموعه به نهادهای فرهنگی ایران، بخشی از نگاه او به مسئله حفظ میراث فرهنگی بود.
تندیس تناولی هنگام امضای تفاهمنامه گفته بود که بسیاری از نمونههای این مجموعه دیگر بافته نمیشوند و برخی از عشایری که این آثار را تولید میکردند نیز دیگر به شکل گذشته وجود ندارند. همچنین تأکید شده بود که این مجموعه متعلق به ایران است و باید در کشور باقی بماند.
در سال ۱۴۰۰ نیز گزارش شد که تناولی بهعنوان اهداکننده برتر آثار فرهنگی و تاریخی سال ۱۳۹۹ مورد تقدیر قرار گرفته است. در این گزارش، هدف او از اهدای مجموعه، ایجاد الگویی برای مجموعهداران و جلوگیری از پراکندهشدن یا خروج مجموعههای فرهنگی از کشور عنوان شده بود.
این نگاه، مجموعهداری را از یک فعالیت شخصی به نوعی مسئولیت فرهنگی تبدیل میکند.
قرار بود موزهای در شیراز شکل بگیرد
یکی از مهمترین بندهای تفاهمنامه سال ۱۳۹۹، ایجاد یک موزه تخصصی و دائمی به نام پرویز تناولی بود.
در آن زمان اعلام شد که مجموعه ۱۴۰۸ قطعهای پس از ثبت و مستندسازی، برای نمایش عمومی و خصوصی داخلی و خارجی و همچنین ایجاد موزهای تخصصی و دائمی در اختیار وزارت میراث فرهنگی قرار خواهد گرفت. ۹ قطعه خاص نیز برای نمایش به موزه فرش ایران اختصاص یافت.
در سال ۱۴۰۰، محمدحسن طالبیان اعلام کرد که این آثار قرار است در موزهای به نام تناولی در مجموعه نصیرالملک شیراز بهصورت دائمی نمایش داده شوند. در همان زمان، از ثبت آثار در سامانه جام نیز سخن گفته شد.
اما مسیر این موزه به سادگی پیش نرفت.
از وعده موزه تا نمایشگاههای موقت
آنچه در سالهای بعد اتفاق افتاد، دستکم نشان میدهد که مجموعه اهدایی تناولی همچنان در قالب نمایشگاههایی در معرض دید قرار گرفته است.
در اردیبهشت ۱۴۰۴، نمایشگاهی از دستبافتههای اهدایی تناولی در مرکز اسناد و کتابخانه ملی شیراز برگزار شد و بخشی از این آثار به نمایش درآمد. گزارشهای مربوط به این نمایشگاه بار دیگر به تفاهمنامه سال ۱۳۹۹ و وعده ایجاد موزه اختصاصی برای نگهداری دائمی ۱۴۰۸ بافته اشاره کردند.
بر اساس گزارش منتشرشده در سال ۱۴۰۴، در این نمایشگاه ۴۹ اثر از مجموعه اهدایی به نمایش گذاشته شد؛ از جمله جاجیم، گلیم، بافتههای مرتبط با حیوانات و دیگر دستبافتههای عشایری.
بنابراین، میان نمایش موقت بخشی از مجموعه و راهاندازی موزه تخصصی دائمی برای کل مجموعه باید تفاوت قائل شد.
چرا این مجموعه برای تاریخ فرش ایران مهم است؟
فرش ایرانی معمولاً با قالیهای نفیس شهری و نمونههای مشهور مناطق بافندگی شناخته میشود؛ اما بخش بزرگی از فرهنگ بافندگی ایران در اشیایی قرار دارد که برای زندگی روزمره ساخته شدهاند.
خورجین، مفرش، نمکدان، جاجیم، گلیم و دیگر دستبافتههای کاربردی، بخشی از نظام زندگی جوامع عشایری و روستایی بودهاند. این اشیا همزمان کاربرد، زیبایی و اطلاعات مردمشناختی دارند.
از این منظر، مجموعه تناولی برای پژوهشگران فقط یک مجموعه بزرگ از اشیای قدیمی نیست؛ مجموعهای از اسناد مادی درباره گروههایی است که سبک زندگی آنها در طول دهههای اخیر تغییرات جدی کرده است.
همین وجه پژوهشی است که جایگاه مجموعه را در کنار فعالیتهای گسترده تناولی درباره فرش و منسوجات ایرانی برجسته میکند. موزه دانشگاه جورج واشنگتن نیز در معرفی تناولی به بیش از ۶۰ سال مطالعه، مستندسازی و گردآوری منسوجات عشایری ایران اشاره کرده است.
۱۴۰۸ قطعه؛ یک عدد یا یک آرشیو فرهنگی؟
شاید مهمترین نکته درباره مجموعه تناولی این باشد که نباید آن را فقط با عدد ۱۴۰۸ سنجید.
ارزش اصلی مجموعه در پیوند میان اشیاست: فرش در کنار گلیم، گلیم در کنار مفرش، و اشیای کاربردی در کنار بافتههایی که نشانههای فرهنگی و زیباییشناختی جوامع تولیدکننده خود را حفظ کردهاند.
اگر این مجموعه به شکل منسجم، علمی و دائمی نگهداری و معرفی شود، میتواند برای پژوهشگران فرش، مردمشناسی، هنرهای سنتی و تاریخ فرهنگ مادی ایران یک آرشیو ارزشمند باشد.
داستان ۱۴۰۸ دستبافته پرویز تناولی در نهایت فقط داستان یک اهدای فرهنگی نیست؛ داستان این پرسش است که ایران چگونه باید مجموعههای خصوصی ارزشمند خود را حفظ، مستند و در اختیار نسلهای آینده قرار دهد.



اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت میکند!
تجربه، پرسش یا نظر شما، راهنمای ارزشمندی برای دیگر کاربران است.
نظرات شما: