سایت اطلاع رسانی فرش ایران - کارپتور
سئوال امروز این است که: چرا سهم ما از بازار جهانی اینقدر کوچک شده است؟
مراسم سیوسومین نمایشگاه فرش دستباف ایران با حضور جمعی از مدیران دستگاههای اجرایی از جمله مفتح جانشین وزیر صمت در امور بازرگانی، توسلی نماینده مجلس، عباسپور نایبرئیس کمیسیون صنایع و معادن مجلس، برخی فعالان بخش خصوصی و گروهی از پیشکسوتان این عرصه گشایش یافت. علاوه بر مفتح، توسلی و عباسپور، علانور توکلی، رئیس اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف ایران نیز یکی از سخنرانان افتتاحیه بود. آنچه در پی میآید متن سخنان توکلی است که بدلیل اهمیت نکات مهم مورد اشاره، مستقلا منتشر گردیده است. با هم بخوانیم:
به نام خداوند هنر و زیبایی
مسئولان محترم،
پیشکسوتان و بزرگان فرش ایران،
تولیدکنندگان، صادرکنندگان، طراحان، بافندگان و فعالان این صنعت
امروز سی و سومین نمایشگاه بینالمللی فرش دستباف ایران را در شرایطی افتتاح میکنیم که شاید با سالهای گذشته تفاوت اساسی دارد. امسال در میان ما بسیاری از خریداران و فعالان خارجی که سالها میهمان این نمایشگاه بودهاند، حضور ندارند.
این غیبت را نمیتوان نادیده گرفت و نباید هم از کنار آن ساده عبور کنیم. اما در کنار این واقعیت، یک واقعیت دیگر وجود دارد که به نظر من باید بیشتر دیده شود:
فعالان فرش ایران هنوز ایستادهاند
زمان آن رسیده است که از حرفهای تکراری عبور کنیم!
در شرایطی که بسیاری از کسبوکارها دست به احتیاط زدهاند، همکاران ما بیش از ده هزار متر غرفه در این نمایشگاه برپا کردهاند. این یعنی هنوز سرمایه، انگیزه و امید در این صنعت وجود دارد.
اما این امید نباید ما را از واقعیت دور کند. من امروز به عنوان رئیس اتحادیه صادرکنندگان و تولیدکنندگان فرش دستباف ایران، معتقدم زمان آن رسیده است که در مورد فرش، از حرفهای تکراری عبور کنیم.
سالها گفتهایم فرش ایرانی بینظیر است.
گفتهایم میراث فرهنگی ماست.
گفتهایم اشتغال ایجاد میکند.
گفتهایم ارزآور است.
همه اینها درست است.
اما سؤال امروز این نیست که فرش ایران چقدر ارزشمند است.
سؤال این است که چرا با وجود این ارزش، سهم ما از بازار جهانی اینقدر کوچک شده است؟
این پرسش باید پاسخ داشته باشد.
رقبای ما منتظر نماندهاند. کشورهایی که زمانی بخش مهمی از بازارشان را از فرش ایرانی میشناختند، امروز خودشان تولیدکننده، صادرکننده و صاحب برند شدهاند.
آنها بازار را مطالعه کردهاند، سلیقه مصرفکننده را تغییر دادهاند، طراحی را بهروز کردهاند و با ابزارهای جدید فروش به مشتری نزدیک شدهاند.
ما اما در بسیاری از مواقع هنوز گرفتار مسائلی هستیم که باید سالها قبل حل میشد.
امروز صادرکننده ایرانی فقط با رقیب خارجی رقابت نمیکند. با مشکلات انتقال پول، حملونقل، بیمه، مقررات صادراتی، تعهدات ارزی، بیثباتی تصمیمات و دشواری حضور مستمر در بازارهای جهانی نیز مواجه است.
بنابراین اجازه بدهید یک نکته را کاملاً روشن بگویم:
صادرکننده فرش ایران، امروز فقط فروشنده نیست؛ او خط مقدم حضور اقتصادی ایران در بازار جهانی است.
اگر قرار است از صادرات غیرنفتی صحبت کنیم، باید شرایط صادرات فرش را هم جدی بگیریم.
اگر قرار است از ارزآوری صحبت کنیم، نباید صادرکننده را با مقرراتی مواجه کنیم که امکان ادامه فعالیتش را دشوار کند.
و اگر قرار است از اشتغال صحبت کنیم، باید اقتصادی ایجاد کنیم که بافنده بتواند از آن زندگی کند.
ما در اتحادیه، این مسائل را بارها مطرح کردهایم.
اما امروز نمیخواهم فهرستی از مشکلات ارائه کنم.
میخواهم درباره چند تصمیم صحبت کنم.
اول، فرش دستباف باید در سیاستگذاری اقتصادی کشور جایگاه مستقل و متناسب با ماهیت خود داشته باشد.
فرش را نمیتوان با همان منطق کالاهای صنعتی تولیدانبوه مدیریت کرد.
زمان تولید یک فرش، سرمایه خوابیده، روش فروش، تعداد نیروی انسانی و بازار مصرف آن با بسیاری از کالاها متفاوت است.
دوم، سیاست ارزی باید واقعیت تجارت فرش را بپذیرد
فرش کالایی نیست که بتوان برای آن نسخه واحد ارزی پیچید.
زمان فروش، شیوه معامله، بازار مقصد و حتی فاصله زمانی میان تولید تا صادرات در فرش متفاوت است.
اگر مقررات ارزی با این واقعیت هماهنگ نباشد، نتیجه آن کاهش صادرات خواهد بود؛ نه افزایش بازگشت ارز.
برندسازی فرش فقط وظیفه صادرکننده نیست!
سوم، حضور بینالمللی ایران در بازار فرش باید از حالت موردی خارج شود
یک یا دو نمایشگاه خارجی در سال، سیاست صادراتی نیست. ما نیاز به حضور مستمر، حرفهای و هدفمند در بازارهای اصلی داریم.
برند «Iranian Carpet» باید دوباره در بازار جهانی شنیده شود. و این کار فقط وظیفه صادرکننده نیست.
نیاز به همکاری دولت، تشکلها و بخش خصوصی دارد.
چهارم، باید برای نسل جدید تصمیم بگیریم
اگر امروز جوان ایرانی فرش را فقط یک هنر قدیمی ببیند، فردا نیروی انسانی این صنعت را نخواهیم داشت.
جوان باید بتواند از طراحی و تولید تا برندینگ، فروش دیجیتال و تجارت بینالمللی در این صنعت آیندهای برای خود ببیند.
فرش برای زنده ماندن فقط به بافنده نیاز ندارد؛ به نسل جدیدی از طراح، تاجر، مدیر و کارآفرین هم نیاز دارد.
اگر قرار است تصمیمی درباره فرش گرفته شود، بخش خصوصی باید در فرآیند تصمیمگیری حضور داشته باشند!
و نکته پنجم، شاید از همه مهمتر باشد: باید رابطه دولت و بخش خصوصی در این صنعت تغییر کند.
بخش خصوصی نباید فقط زمانی که قرار است نمایشگاهی افتتاح شود دیده شود.
اگر قرار است تصمیمی درباره فرش گرفته شود، کسانی که سالها در تولید و صادرات آن بودهاند باید در فرآیند تصمیمگیری حضور داشته باشند. ما در اتحادیه آمادگی داریم مسئولیت بپذیریم.
نمیخواهیم همه مشکلات را به گردن دولت بیندازیم. اما انتظار داریم دولت نیز بخشی از مسئولیت خود را بپذیرد.
ما حمایت بلاعوض نمیخواهیم؛ ما محیطی میخواهیم که بتوانیم کار کنیم.
این دو با یکدیگر تفاوت دارند. بخش خصوصی اگر مسیر را ببیند، سرمایه میآورد. اگر ثبات ببیند، برنامهریزی میکند. اگر بازار ببیند، تولید را افزایش میدهد.
اما اگر هر روز با یک تصمیم جدید مواجه شود، طبیعی است که محتاط شود. امروز بیش از ده هزار متر غرفه در این نمایشگاه برپا شده است.
من این عدد را یک موفقیت صرفاً نمایشگاهی نمیدانم. من آن را یک رأی اعتماد بخش خصوصی به آینده فرش ایران میدانم.
کسانی که در این شرایط غرفه گرفتهاند، در واقع دارند میگویند: «ما هنوز هستیم.»
اما وظیفه ما این است که کاری کنیم این «هنوز هستیم»، تبدیل شود به «دوباره رشد میکنیم». امسال میهمانان خارجی بسیاری در کنار ما نیستند.
اما این نباید به معنای قطع ارتباط ما با جهان باشد. اتفاقاً باید از این شرایط برای بازنگری استفاده کنیم.
باید بدانیم وقتی شرایط عادیتر شد، با چه محصولی، با چه طراحی، با چه برندی و با چه برنامهای میخواهیم به بازار جهانی برگردیم.
نباید روزی که بازارها دوباره در دسترس قرار گرفتند، تازه شروع به فکر کردن کنیم.
باید از امروز برای فردای صادرات آماده باشیم
و من معتقدم فرش ایران هنوز یک مزیت بزرگ دارد که هیچ کشور دیگری نمیتواند آن را کپی کند: این هنر در حافظه فرهنگی ایران ریشه دارد.
اما این مزیت زمانی تبدیل به قدرت اقتصادی میشود که بتوانیم آن را درست مدیریت کنیم. ما نباید فقط به گذشته فرش ایران افتخار کنیم.
باید بتوانیم برای آینده آن برنامه داشته باشیم
امروز در این سالن، فرشهایی حضور دارند که حاصل ماهها و گاهی سالها تلاش یک خانواده، یک کارگاه و یک بافنده هستند. پشت هر فرش، یک زندگی قرار دارد.
بنابراین وقتی از فرش حرف میزنیم، فقط از یک محصول لوکس یا یک اثر هنری صحبت نمیکنیم.
از اقتصاد هزاران خانواده صحبت میکنیم. از روستاهایی صحبت میکنیم که فرش هنوز یکی از معدود منابع درآمد آنهاست.
از زنانی صحبت میکنیم که بخش مهمی از این هنر را زنده نگه داشتهاند. و از صنعتی صحبت میکنیم که اگر درست مدیریت شود، میتواند بدون نیاز به واردات مواد اولیه پیچیده، اشتغال و ارزش افزوده ایجاد کند و نام ایران را در بازار جهانی حفظ کند.
پس اجازه بدهید امسال شعار ما این نباشد که «فرش ایران بینظیر است».
این را همه میدانیم. شعار امسال باید این باشد:
فرش ایران باید دوباره سهم شایسته خود را از جهان پس بگیرد
این هدف با حرف محقق نمیشود. با تصمیمهای درست، ثبات، همکاری دولت و بخش خصوصی، اصلاح مقررات، بازاریابی مدرن و البته شجاعت تغییر محقق میشود.
از همه همکارانی که در این شرایط دشوار، با حضور گسترده خود این نمایشگاه را برپا کردهاند تشکر میکنم. و از مسئولان محترم کشور که امروز در کنار خانواده فرش حضور دارند، یک درخواست مشخص دارم:
کمک کنید موانع از مسیر این صنعت برداشته شود؛ خود فعالان فرش، مسیر بازار را پیدا خواهند کرد.
ما نه از آینده فرش ایران ناامیدیم و نه مشکلات را کوچک میشماریم. ما واقعبین هستیم. میدانیم شرایط سخت است.
اما دقیقاً به همین دلیل، امروز بیش از همیشه به تصمیمهای بزرگ نیاز داریم. سی و سومین نمایشگاه بینالمللی فرش دستباف ایران را افتتاح میکنیم؛
در شرایطی متفاوت، با نگرانیهایی واقعی، اما با ارادهای که هنوز پابرجاست. امیدوارم سال آینده، وقتی دوباره در این جایگاه ایستادیم، درباره تعداد مهمانان خارجی، میزان صادرات و مشکلات صحبت نکنیم؛
بلکه درباره بازگشت فرش ایران به جایگاه شایسته خود در بازار جهانی صحبت کنیم.
به امید روزهای آرامتر برای ایران، و آیندهای قدرتمندتر برای فرش دستباف ایران.

اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت میکند!
تجربه، پرسش یا نظر شما، راهنمای ارزشمندی برای دیگر کاربران است.
نظرات شما: