فرش در ایران

همه چیز درباره جوشقان و قالی‌های نامدارش

سایت اطلاع رسانی فرش ایران - کارپتور

جوشِقان یا جوشقان‌قالی؛ شهری‌ در بخش‌ قمصرِ شهرستان‌ كاشان ‌در استان ‌اصفهان‌ است. این‌ شهر در ارتفاع‌ حدود 2270 متری از سطح دریا‌، در حدود هجده‌ كیلومتری‌ شمال ‌شهر مِیمه‌، حدود 102 كیلومتری ‌جنوب‌‌غربی ‌شهر كاشان‌ و هفده‌ كیلومتری شرق ‌راه ‌اصفهان‌ـ قم‌ قرار دارد.‌


 
جغرافیا و آب و هوا: كوههای‌ كَركَس‌(بلندترین‌ قله 3895 متر) از شمال‌، كَمَر خَرونْجِن‌ از شمال‌شرقی‌، كَمَر سیاه‌(ارتفاع 3630 متر) از مشرق‌، كَمَر سفید (ارتفاع 2950 متر) و قُرُقْچی ‌از مغرب‌ و چال‌ و پارَند/ پَرَند از شمال‌غربی‌ آن‌را احاطه‌ كرده ‌است‌. رود فصلی‌ جوشقان‌، به‌طول‌ حدود 44 كیلومتر، پس‌از عبور از جوشقان‌، در جنوب‌ روستای ‌قاسم‌آباد به‌ رود رباط‌ می‌ریزد. روی ‌رود جوشقان‌ نُه ‌پل ‌ساخته ‌شده ‌است‌. آب‌ و هوای ‌جوشقان گرم و خشک (معتدل) و درجه حرارت آن در تابستان بین 25 تا 30 و در زمستان بین 0 تا 30 درجه متغیر است. میانگین‌ بارش ‌سالانه آن‌ نیز حدود 146 میلی‌متر است‌.

وجه تسمیه جوشقان: در صفحه 156 لغت نامه دهخدا به صورت زیر آمده است: جوشقان قصبه جزو دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان کاشان دارای 2900 سکنه، آب آن از چشمه و محصول عمده آن غلات – پنبه – انار- انجیر و میوه‌جات دیگر و شغل اهالی زراعت و گله‌داری است. صنایع دستی زنان این دیار قالی‌بافی است. از راه فرعی به کاشان از طریق راوند دارد مزارع فتح آباد، افضل آباد جز قصبه جوشقان است‌. جوشقان استرک که از قصبه‌های کاشان عده قری 16- مساحت 15 فرسنگ – جمعیت 10640 تن – مرکز جوشقان‌. در شهرستان کاشان دو جوشقان وجود دارد جوشقان بخش مرکزی بواسطه نزدیکی به استرک– جوشقان استرک و جوشقان میمه را به واسطه موقعیت قالی آن جوشقان قالی می‌نامند. جوشقان از جوشان می‌آید و به علت چشمه‌ای که دارد و آب آن جوشنده است و همیشه در حال جوشیدن است.

سابقه روستا: روستای جوشقان سابقه چندین هزار ساله دارد و جویی دارد به نام ماد جوی که این نام برگرفته از حاکمیت مادها در اولین مهاجرت و تأسیس حکومت مادها در ایران می‌باشد.
قبرستان‌هایی مربوط به مردمان زرتشتی که از پیش از اسلام در این منطقه ساکن بوده‌اند، وجود دارد. سابقه پیروی از اسلام در این دیار به زمان حکومت حضرت علی(ع) می‌رسد. به علت رونق اقتصادی روستا از گذشته‌های دور تا کنون، در شهر کاشان دروازه‌ای به نام دروازه جوشقان وجود دارد.

پیشینه ‌جوشقان قالی: نام‌ جوشقان‌ در منابع‌ به‌صورت‌های ‌خونجان‌، كوشكان‌، كوسكان‌، جوشقانِ‌قالی‌، جوشقان‌غالی‌ و كوشیان ‌آمده ‌است‌ كه ‌نباید آنها را با جوشقان‌های ‌دیگر مناطق ایران ‌یكی‌ دانست‌. نام‌ جوشقان‌ در اصل ‌كوشَكان‌ (به‌زبان‌محلی‌: كوشْكون‌) بوده ‌كه ‌از كوشك‌ به ‌معنای‌ قصر و كاخ‌ گرفته ‌شده‌ است ‌زیرا دو كوشك‌، یكی‌ در قسمت‌جنوبی‌ (محله كوشكه امروزی‌) و دیگری‌ در قسمت ‌شمالی ‌(محله چاله‌كوشك ‌امروزی‌) جوشقان‌ واقع ‌بوده‌، همچنین ‌برای‌آنكه ‌با جوشقان‌های‌ دیگر ناحیه كاشان ‌اشتباه ‌نشود و نیز به‌ سبب ‌شهرتش‌ در قالی‌بافی ‌آن‌ را جوشقان‌قالی‌ هم ‌خوانده‌اند.

در منابع‌ تاریخی‌، ظاهراً نخستین‌بار اصطخری‌ در 333 در ذكر مسافت ‌شهرهای‌ جبال‌، نام‌ آن ‌را با ضبط‌ خُونَجان‌/ حومحان ‌در سی‌ فرسخی‌شهر اصفهان ‌ضبط‌ كرده‌ است. در 378، حسن‌بن‌محمدقمی‌ جوشقان ‌را در رستاق‌ قاسان‌(كاشان‌) ذكر كرده ‌است‌. در سده‌های‌ هشتم‌ و نهم‌، جوشقان ‌آبادی‌ای‌ با 556 تَن‌، دارای‌ محصولاتی‌ مانند گندم، جو، پنبه‌، انار، انجیر سرخ‌ و جوزق‌، و مالیات 2398 تومان‌ و 5770 دینار معرفی‌ شده‌ است‌. در سده سیزدهم‌، ضرابی‌ در تاریخ ‌كاشان‌، جوشقان‌ را به‌صورت‌های «دشت‌ قریه‌ جوشقان‌»، «دشت‌ جوشقان‌» و «قصبه‌و محال‌ جوشقان‌قالی‌» در حومه كاشان ‌یاد كرده ‌است‌.

در سال 1260 ه.ق در اين محل زلزله‌ای مهیب رخ داد که خسارت فراوانی به بار آورد. اين زلزله در کاشان و دهات اطراف آن روی داد که چون کانون آن در دهستان قمصر بود دهات و مزارع آن حدود را به کلی ويران کرد و موجب تلفات زيادی از دهاقين گرديد. شعری از يکی از اهالی گويای اين واقعه است.
از  زلزله  دو  هفته  گذشته  هنوز            نه دشت و نه زمين و نه کوه را بود قرار
شد زلزله به خط کاشان و حول آن               کز شهر و ده نه‌ بود بجا ماند و نه بار
ارکان خانه‌ها و عمارات عاليه                  مانند خار خشگ همی يافت انکسار
قهرود و قمصر وآنگه کامو و کوشيا                باقی نماند نام و نشانی از اين چهار

در 1278 معادن ‌زغال‌سنگ‌، گوگرد، مس ‌و زرنیخ ‌در قریه جوشقان‌ كشف‌ شد. 

Pashmchini

در دوره ناصرالدین ‌شاه، جوشقان ‌از قرای‌خمسه كاشان‌ بود. در 1304، حكومت‌ جوشقان ‌به ‌ظل‌السلطان‌، فرزند ناصرالدین‌شاه‌، واگذار شد. در 1306ـ1307 درآمد حاصله ‌از گمرك‌ و مالیاتهای‌ جوشقان‌، 96 خروار گندم‌ و جو و 120 قران ‌بود.
در حدود 1329 ش ‌جوشقان ‌قصبه‌ای ‌با هفت‌رشته‌ قنات‌، دارای ‌محصولاتی ‌مانندِ غلات‌، حبوبات‌، انگور، سیب‌زمینی‌، میوه‌های ‌سردسیری‌، و از صنایع ‌دستی‌ دارای ‌قالی‌بافی‌ با نقش ‌جوشقانی‌ و كرباس‌بافی ‌بود.

ویرانه‌ای ‌از برجی ‌قدیمی ‌داشت‌ و مزارع ‌چوگان ‌و راونجِ‌بالا جزء آن ‌بود‌. در 1323 ش‌ آبادی ‌جوشقان‌، با ضبط ‌جوشقان ‌قالی‌، در دهستان‌ جوشقان‌ (مشتمل‌ بر 23 آبادی‌ كه ‌آبادی‌ كامو نیز جزء آن ‌بود) از توابع‌ شهرستان ‌كاشان‌ و جزء استان‌ دوم‌ کشور(اصفهان) بود. پس‌از آن‌، دهستان‌جوشقان ‌با دوازده ‌آبادی‌، به‌مركزیت ‌آبادی ‌جوشقان‌، جزو بخش ‌میمه شهرستان‌ كاشان‌ شد. در 1337 ش‌، جوشقان ‌دارای ‌شهرداری ‌شد و در همین‌ سال ‌با 6000 جمعیت‌، همچنان‌ جزء آبادی‌های ‌كاشان ‌به‌ شمار می‌آمد. ‌در 1340 ش‌، شهرستان‌ كاشان‌ (به‌همراه‌ جوشقان‌) تابع‌ استان ‌مركزی ‌گردید. در شهریور 1366، جوشقان‌ با نام‌ جوشقان‌قالی ‌دهستانی‌ به‌ مركزیت‌ آبادی‌ جوشقان ‌قالی‌ در بخش ‌قمصر شهرستان‌ كاشان شد‌. در تیر 1379، آبادی ‌جوشقان‌ و آبادی‌كامو به ‌شهر جوشقان‌ و كامو تبدیل‌ شد. در سرشماری ‌1375 ش‌، جمعیت ‌جوشقان 3776 تن‌ و جمعیت‌ كامو 1728 تن‌ بوده ‌است‌. 

از جمله‌ آثار قدیمی‌ آنجا: كوزه‌های‌ سفالی‌كه‌ به ‌همراه ‌مردگان ‌در قبرستان ‌قدیمی‌ جوشقان‌ دفن ‌شده ‌بودند؛ اشیای‌فلزی‌، چند قبر قدیمی‌ و قلعه نیمه‌ویرانی ‌در راوَنج‌‌بالا؛ قبرهای‌ قدیمی‌ در مكانی ‌معروف ‌به ‌بیخ‌گَنجابه‌، درحدود هشت‌كیلومتری‌ جنوب‌غربی‌ جوشقان‌، زیارتگاه‌ امامزاده ‌قاسم ‌و محمد، از فرزندان ‌حسین‌ بن‌ طاهر بن ‌زید بن‌ علی‌(ع) قرار دارد‌، بنای‌ این‌ زیارتگاه ‌متعلق ‌به ‌دوره سلجوقیان ‌و تاریخ ‌ضریح ‌چوبی‌ آن ‌730 است‌. مقبره میر علاءالدین‌، عارف‌ دوره صفوی‌ و صندوقچه چوبی ‌روی‌ قبر به‌ تاریخ 950، تا قبل ‌از 1347 ش‌ دو برج‌ قدیمی‌ در محله‌های‌ تكیه‌ و دردشت ‌وجود داشت‌، كه ‌در این‌ سال ‌تخریب ‌شد؛ پیکره شیرسنگی‌ قدیمی‌ای ‌در قسمت‌جنوبی‌ قبرستان‌ قدیمی‌ جوشقان‌ كه ‌تا 1351 ش ‌وجود داشت ‌و در این‌سال ‌ربوده ‌شد، زیارتگاه‌های ‌محمد اوسط‌، شاهزاده‌احمد و عبداللّه‌ از دیگر آثار این منطقه است. از بزرگان‌ جوشقان‌ علاوه بر میرعلاءالدین‌(عارف‌دوره صفوی‌)، می‌توان از میرشاه‌ تقی‌ جوشقانی‌(فاضل ‌و خوش‌نویس ‌دوره صفوی‌) نام برد.

 

قالی‌بافی در جوشقان قالی: 
 

جوشقان‌ قالی از قدیم الایام یكی ‌از مراكز مهم ‌قالی‌‌بافی‌ در ایران بوده و قالی‌های ‌آن‌ با طرح ‌جوشقانی ‌معروف ‌است‌. قالی و قالیچه‌های جوشقان از زمان صفویه مشهور عالم بوده و سابقه قالی‌بافی جوشقان به پیش از زمان صفویان می‌رسد. ولی در روزگار شاه عباس این صنعت در آنجا توسعه بسیار یافت.
در آن زمان کارگاه‌های متعدد شاهی در آنجا مشغول کار بوده‌اند. چنان‌كه‌ در 950 شاه ‌طهماسب ‌اول‌ صفوی ‌برای ‌پذیرایی ‌از همایون‌شاه ‌بابری‌(فرزند پادشاه مغولان هند)، قالیچه‌ای‌ مخملین‌ و طلاباف‌ و سه‌ جفت‌ قالی‌ از جوشقان ‌به ‌وی ‌هدیه‌كرد. حكیم‌ ركن‌الدوله مسیح‌ كاشانی‌، شاعر دوره صفوی‌(متوفی‌1066)، درباره قالی‌ زربفت‌ جوشقان‌ شعر سروده ‌است‌. شاه‌ سلیمان‌ صفوی‌ در 1082 چهارده‌ قطعه‌ فرش‌ را، كه‌ نعمت‌اللّه ‌جوشقانی‌ در جوشقان‌ بافته ‌بود، برای‌ مقبره شاه‌ عباس‌ دوم‌ در قم ‌تهیه‌ كرد. كه درحال حاضر در موزه‌های قم و ایران باستان موجود است.

شاه‌ عباس ‌اول ‌صفوی ‌املاك‌ شخصی‌ خود را در جوشقان ‌وقف‌كرد. جوشقان در آن زمان از توابع کاشان بوده است. پروفسور پوپ در كتاب خود بنام «تحقیقی در باب هنر ایران» 152 تخته قالی‌های تاریخی ایران را برگزیده که بیش از یك پنجم(36 تخته) از آنها را بافت جوشقان معرفی نموده است.

پس از صفویه قالی جوشقانی هم پیرایه‌های تجملی خود را از دست داد. استفاده از پشم بومی خالص و با همان رویه‌ی سهل و ساده روستایی قدیم كه طرز بافت آن در ردیف مستقیم و بدون احتیاج به نقشه خارج بافته می‌شد، ادامه داشت. این قالی با دوام كه از لحاظ قیمت هم مناسب بود در زندگانی طبقات متوسط رواج و شهرت خود را از دست نداد. بخصوص از حیث مرغوبیت پشم بره‌های بومی جوشقان و رنگهای نباتی و طبیعی كه پس از كهنه شدن پرجلوه و شفاف می‌گردد، از قدیم الایام فرش كهنه آن خریدار داشته است. گاه نیز بر حسب سفارش مخصوص، قالی‌های ریزباف و ممتازی در آنجا بافته شده، مانند قالی‌های اختصاصی تالار برلیان كاخ گلستان و راهروهای آن كه پس از بنای آن كاخ، در جوشقان بافته‌اند. كلمه «دودریه» به معنی «گره جفتی» در جوشقان به كار می‌رود. گره جفتی یعنی به جای اینكه نخ را به دو تار گره بزنند، به چهار تار گره بزنند كه نوعی حقه‌بازی در كار قالی‌بافی است. قالیهای جوشقان ریز بافت و دو پوده است.

مشخصه نقشه قالی جوشقان، ترنج لوزی شكلی است كه با خطوط دندانه‌ای رسم شده. رنگ زمینه ترنج همیشه با رنگ لچك‌ها یكی است و زمینه را هم لوزی‌های كوچكی كه شكل گل و برگ و بیدمجنون هستند، می‌پوشانند. حاشیه‌های قالی را هم گل‌های برگ نخلی تجریدی پر می‌كنند. نقشه قالی جوشقان شکسته است و شاید از دویست و پنجاه سال پیش تابحال همچنین ثابت مانده است و به صورت ذهنی بافته می‌شود. 

در حال حاضر ممکن است که در بقیه مناطق از روی نقشه بافندگی را انجام بدهند اما بافنده‌های قدیمی‌تر هنوز هم بصورت ذهنی‌بافی این کار را انجام می‌دهند. نکته جالب این‌که در فرشهای بزرگتر، ازآنجا که فرش در موقع پائین‌کشی روی غلتک پائینِ دار پیچیده می‌شد و دیگر تا پایان بافت امکان باز شدن آن نبود، استاد کار مربوطه نقوش بافته شده را با اصطلاح‌های مخصوص بر روی کاغذی می‌نوشت تا اگر بافنده در حین بافت نقشه‌ای را فراموش کرد، از روی آن کاغذ بتواند به او راهنمائی و یادآوری کند. 
تا حدود 70، 80 سال قبل به خاطر رواج کاشت پنبه در این منطقه از کلوزه [1] پنبه‌های کاشته شده استفاده می‌کردند و به وسیله چرخ ریسندگی آن را می‌ریسیدند و برای چله از آن استفاده می‌کردند، با مرور زمان و تأسیس کارخانه‌های ریسندگی در بقیه مناطق پنبه‌های مصرفی خود را به کارخانه‌های ریسندگی می‌بردند و بعد از ریسیدن در کارهای خود استفاده می‌کردند، اما با این حال در منطقه جوشقان به علت اینکه دوام آن بیشتر بوده، تا آخر هم از پنبه دستریس استفاده می‌کردند. به علت وجود آب و هوای معتدل در این منطقه دامداری و پرورش دام در این منطقه رواج داشته است. ازین‌رو بافندگان خامه مصرفی مورد نیاز برای قالی‌بافی را خود تولید می‌کردند. آنها ابتدا پشم مرغوب را تهیه و بعد آن‌ها را با چرخ ریسندگی می‌ریسیدند و رنگرزی سنتّی با رنگزا‌های گیاهی مثل روناس، نیل، گندل، و... روی آنها انجام می‌دادند و در بافت قالی استفاده می‌کردند. رنگ‌ها از بهترین رنگزاهای طبیعی انتخاب می‌شده و در نتیجه کاملاً زنده و شاداب بوده است.
رنگ اصلی فرش‌های این منطقه لاکی است که با روناس آن را رنگرزی می‌کردند. سیسل ادواردز - مؤلف كتاب قالی ایران - می‌گوید: «رنگ‌های صنعتی در جوشقان لعنت شده‌اند و هیچ‌كجای ایران رنگ قرمز را به خوبی جوشقان عمل نمی‌‌آورند. او بافندگان جوشقانی را به خاطر اینكه به اصرار و انكار بازار و غوغای دلالان بی‌اعتنا بوده‌اند و تا امروزكار خود را كرده‌اند، قابل تحسین می‌داند». از رنگ آبی یا سورمه‌ای که از رنگزای نیل به‌دست می‌آید هم در بعضی از مناطق مثل خسروآباد میمه که نقشه فرش جوشقان را می‌بافتند، استفاده می‌کردند.
در حال حاضر بجز موارد اندک، دیگر رنگرزی در این منطقه به‌روش سنتّی انجام نمی‌شود، غالبا رنگرزی خامه‌ها با رنگزاهای جوهری و شیمیائی صورت می‌گیرد.
رجشمار فرش‌های این منطقه از 20 تا 40 رج بوده است. بهترین فرش‌ها با رجشمار 30 تا 35 بوده است اما بعدها که قالی بافی به مناطق دیگر از جمله میمه گسترش یافت، فرش‌های با رجشمار 50 هم بافته شده است که عمدتا برای مصرف داخلی بوده و کمتر مصرف خارجی داشته است.‌

تا دهه هفتاد هنوز هم در این منطقه نقشه‌های اصیل جوشقان را می‌بافتند. اما با رایج شدن نقوش دیگر از جمله "نقوش یلمه" که بدلیل تقاضای بازار، در میان قالیبافان منطقه مورد توجه قرار گرفته، دیگر از نقشه اصیل جوشقان کمتر استفاده می‌شود تا آنجا که بیش از 60% فرش‌های این منطقه با نقشه یلمه بافته می‌شود و تنها 40% از فرش‌های تولیدی، نقشه اصیل جوشقان دارد. در حال حاضر نقشه‌های یلمه را در مناطقی مثل ونداده و خسروآباد در میمه می‌بافند و با قیمت‌های بسیار بالایی هم در بازار به فروش می‌رسانند ولی فرش‌هایی با نقشه جوشقان با قیمت زیادی فروخته نمی شود. این در حالی است که قرن‌ها قالیبافان یكی از زیباترین دستبافته‌های ایران را كه محصول بداهه‌بافی زنان جوشقانی هستند در این دیار بافته‌اند و قالی‌های جوشقان از جمله دارایی‌های ارزشمند در موزه‌های دنیا بوده و هست . 

قدمت‌ قالی‌بافی جوشقان قالی ‌به ‌سده دهم‌ می‌رسد، اما قدیم‌ترین‌ قالی ‌جوشقان‌ متعلق ‌به ‌سده دوازدهم ‌است ‌كه ‌در موزه ویكتوریا و آلبرت‌، در لندن نگهداری‌ می‌شود. در سایر موزه‌ها و مجموعه‌های آمریكا و اروپا نیز می‌توان نمونه‌های بسیار قدیمی از دستبافته‌های این روستا یافت. شیوه و روند تامین مواد اولیه، تکنیک بافت و نیز دقت وسواس‌گونه در رنگرزی و بافت موجب شده تا فرش‌های تولید شده كنونی جوشقان، در کیفیت مواد اولیه و دقت بافت و در جلا و ثبوت رنگی، تفاوتی با تولیدات قدیم  این ناحیه نداشته باشند.


 
یک قالی میمه، نزدیکی جوشقان که از طرح‌های قالی جوشقان عینا استفاده می‌کنند


جوشقان در دوره‌ی قاجاریه برای یك نوع نقشه‌ی مخصوص ترنج وسط و اشكال مستطیل معروف شده و نقشه‌ی قالی جوشقان در صد سال گذشته بطور كلی تغییر كرده نقشه‌ی جدید كه به نقشه‌ی «لچك و ترنج» معروف است احتمالاً بعد از زلزله و تخریب جوشقان جایگزین نقشه‌ی قدیمی می‌گردد.

استاد ابراهیم قالیباف جوشقانی

نقشه‌ی فعلی قالی جوشقان توسط استاد ابراهیم قالیباف كه چند سال قبل از وقوع زلزله از جوشقان به سلطان آباد (اراك) مهاجرت کرده و به همین دلیل از آن زلزله عظیم جان بدر برده بود،‌ در این منطقه مرسوم می‌شود.
پس از زلزله، دولت وقت در جهت بازسازی و توسعه اقتصاد منطقه، استاد ابراهیم را از سلطان‌آباد به جوشقان دعوت نمود و چند باب اتاق همراه با مبلغی پول به او واگذار نمود تا او این صنعت را دوباره در جوشقان ترویج دهد.

طرح قالی‌های جوشقان‌قالی:

نقشه کشمیری: نقشه کشمیری از جمله نقشه‌های این منطقه است، که همان نقشه اصیل جوشقان است. امروزه بافندگان به خاطر پیچیدگی کمتر از این طرح استفاده می‌کنند. قدمت قالی‌های کشمیری به ۲۰۰ سال قبل می رسد.  در این طرح از نقوش پیچیده طرح جوشقان همچون «اسلیمی»، «بید مجنون»، «سیر» و «برگ» استفاده می‌شود.
نقشه گیاهی(جنگلی): مجموعه‌ای است از گل و گیاه و بوته‌ها و درختچه‌های مشخص گاه یکسان و گاه متفاوت و معمولا جدا از هم ولی با آرایشی منظم و متقارن و گاه به هم پیوسته و متصل (در ردیف‌های عمودی). هرگاه لابه لای نگاره‌های گیاهی با نقوش جانوران و نقشمایه‌های هندسی پر شود و نگاره‌های گیاهی در هم و نامنظم باشد به آن «نقش جنگلی» می‌گویند. نقش گیاهی از دیر باز به سبب مقدس بودن درخت نزد ایرانیان باستان در قالی بافی ایران متداول بوده و نمونه‌های زیبایی از این نقش و طرح از جوشقان عهد صفوی برجای مانده که بابوته گلها و درختچه‌های ساده شده در لوزی‌های به هم پیوسته است.
طرح جوشقانی: حدود ۲ قرن است که این طرح روستایی به همین نام بافته می‌شود و هنوز بافت آن در این ناحیه رواج دارد.
در انواع طرح جوشقانی اختلافاتی دیده می‌شود به این معنی که بعضی اوقات ترنج حذف گردیده و در مواردی دیگر از «لچک‌ها» صرف نظر شده است و در برخی موارد نیز هیچ یک را به کار نبرده‌اند ولی نقوش اصلی و حاشیه‌ها چندین نسل است که تغییری نکرده است.
در بعضی از موارد اشکال لوزی که در گوشه قرار گرفته در سراسر متن تکرار می‌شود که گاه با خطوط مجزا کننده همراه است و گاه بدون آن ظاهر گردیده است.

منابع‌:

  1. آرتور سسیل‌ ادواردز، قالی ‌ایران‌، ترجمه مهین‌دخت‌صبا، تهران‌:انجمن‌ دوستداران ‌كتاب‌، [بی‌تا.]؛
  2. محمدمهدی‌ بن‌ محمدرضا ارباب ‌اصفهانی‌، نصف‌جهان ‌فی‌ تعریف‌ الاصفهان‌، چاپ منوچهر ستوده‌، تهران ‌1340  ش‌؛
  3. اسكندر منشی‌؛ اصطخری‌؛ اطلس‌ راههای ‌ایران‌، تهران‌: گیتاشناسی‌، 1369 ش‌؛ محمدحسن ‌بن‌ علی ‌اعتمادالسلطنه‌، تاریخ ‌منتظم ‌ناصری‌، چاپ‌ محمداسماعیل‌ رضوانی‌، تهران‌1363ـ1367 ش‌؛
  4. همو، مرآه البلدان، چاپ‌عبدالحسین‌نوائی‌و میرهاشم‌محدث‌، تهران‌1367ـ 1368 ش‌؛ ایران‌.
  5. قوانین‌و احكام‌، مجموعه‌قوانین‌و مقررات‌مربوط‌به‌وزارت‌كشور: از آغاز پیروزی‌انقلاب‌اسلامی‌تا پایان‌سال‌1369، تهران‌1370 ش‌؛ ایران‌. وزارت‌كشور.
  6. اداره كل‌آمار و ثبت‌احوال‌، كتاب‌اسامی‌دهات‌كشور، ج‌1، تهران‌1329 ش‌؛ ایران‌. وزارت‌كشور.
  7. معاونت‌سیاسی‌. دفتر تقسیمات‌كشوری‌، نشریه تاریخ‌تأسیس‌عناصر تقسیماتی‌ به‌همراه‌شماره مصوبات‌آن‌، تهران‌1380 ش‌؛
  8. پرویز تناولی‌، سفره‌های‌كامو ، تهران‌1376 ش‌؛ عباس‌جعفری‌، گیتاشناسی‌ایران، تهران‌1368ـ1379 ش‌؛
  9. دایره المعارف‌فارسی، به‌سرپرستی‌غلامحسین‌مصاحب‌، تهران‌1345ـ1374 ش‌؛
  10. رزم‌آرا؛ كلاوس‌ میشائیل ‌روربورن‌، نظام‌ ایالات ‌در دوره صفویه‌، ترجمه كیكاوس ‌جهانداری‌، تهران ‌1357 ش‌؛
  11. رحمت‌اللّه ‌زرگری‌، تاریخ‌، فرهنگ‌، هنر جوشقان‌قالی، [تهران‌] 1374 ش‌؛
  12. سازمان ‌هواشناسی ‌كشور، سالنامه آماری ‌هواشناسی‌: 76ـ 1375، تهران ‌1378ش‌؛
  13. حبیب‌اللّه‌ سلمانی ‌آرانی، سیمای‌ كاشان‌، قم ‌1375 ش‌؛ عبدالرحیم‌ ضرابی‌، تاریخ ‌كاشان‌، چاپ ‌ایرج ‌افشار، تهران ‌1356 ش‌؛
  14. ابوالحسن ‌غفاری ‌كاشانی‌، گلشن ‌مراد، چاپ ‌غلامرضا طباطبائی‌ مجد، تهران ‌1369 ش‌؛
  15. فرهنگ ‌جغرافیائی ‌آبادیهای ‌كشور جمهوری ‌اسلامی ‌ایران‌، ج ‌60: كاشان‌، تهران‌: اداره جغرافیائی ‌ارتش‌، 1366 ش‌؛
  16. حسن ‌بن‌ محمد قمی‌، كتاب ‌تاریخ ‌قم‌، ترجمه حسن ‌بن‌ علی ‌قمی‌، چاپ‌ جلال‌الدین ‌طهرانی‌، تهران ‌1361 ش‌؛
  17. كتابچه حالات ‌و كیفیت ‌بلده ‌و بلوكات ‌و مزارع‌ دارالمؤمنین ‌كاشان‌، در قم‌نامه‌: مجموعه مقالات‌ و متون ‌در باره قم‌، [گردآوری‌] حسین ‌مدرسی ‌طباطبائی‌، قم‌: كتابخانه آیه‌اللّه‌ مرعشی ‌نجفی‌، 1364 ش‌؛
  18. مركز آمار ایران‌، سرشماری‌ عمومی ‌نفوس‌ و مسكن ‌1375: شناسنامه آبادیهای‌ كشور، استان‌ اصفهان‌، شهرستان ‌كاشان‌، تهران‌1376 ش‌؛
  19. حسن ‌نراقی‌، آثار تاریخی‌ شهرستانهای ‌كاشان و نطنز، تهران ‌1374 ش‌؛
  20. همو، تاریخ‌ اجتماعی ‌كاشان، تهران ‌1365 ش‌؛

21- Nicholas Ambraseysand Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes, Cambridge 1982; G. N. Curzon, Persia and the Persian question, London 1892; Arthur Upham Pope, ed., A Survey of Persian art, Tehran 1977. 
 
________________________________________
 [1] پنبه واژه‌ای است فارسی که از پمبگ پهلوی برآمده (مکنزی، ۶۴) و در گویش‌های مختلف با تلفظ‌هایی چون پمبه بیان می‌شود (معین، حاشیه بر ... ، ۴۱۹). وقتی پنبه در غلاف است، به آن غوزه و کلوزه هم می‌گویند (داعی‌الإسلام).  همچنین واژه‌های محلی دیگری برای پنبه به کار برده می‌شوند. مثلاً در گویش‌های متعدد نواحی مرکزی ایران، به آن لوکه می‌گویند یا چُلَه و چُلَّه که در جوشقان و ابیانه استعمال می‌شود. در ابوزیدآباد، نراق و دلیجان به پنبۀ خام ویش یا ویژ می‌گویند که برگرفته از واژۀ ایرانی باستان *bīza- در معنای تخم و بذر است (نک‍ : آساتوریان، ذیل مدخلهای vēš, lūka, čola). منظور از وش، دانۀ همراه با الیاف است. گاهی نیز واژۀ کرپاس مشتق از کرپسه در سنسکریت، در معنای پنبه استعمال می‌شود (جودائیکا، V / 238). 


 ---------------------- در همین باره بخوانید: ------------------------
 
نمایشگاه پژوهشی 
جوشقان، از نقش تا روایت 
پژوهشی در پیوند طراحی گرافیک و میراث قالی


 

اگر این مطلب را می‌پسندید از طریق لینک‌های زیر در شبکه‌های اجتماعی به سایر علاقه مندان همرسانی کنید!

    اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت می‌کند!

    تجربه، پرسش یا نظر شما، راهنمای ارزشمندی برای دیگر کاربران است.

نظرات شما:

  • نظرات حاوی هرگونه توهین و یا نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات به غیر از زبان فارسی و یا غیر‌مرتبط با مطلب، منتشر نمی‌شود.