سایت اطلاع رسانی فرش ایران - کارپتور
بازیهای جهانی عشایر؛ از میدان رقابت تا نمایشگاه زنده فرهنگهای کوچنشین
رویدادی که ورزش، میراث فرهنگی، صنایعدستی، موسیقی و دانش سنتی را در یک ساختار جهانی گرد هم آورده است
علیرضا قادری

بازیهای جهانی عشایر در آغاز، رویدادی برای معرفی و رقابت در ورزشهای سنتی جوامع کوچنشین بود؛ اما در طول بیش از یک دهه، دامنه آن از میدان مسابقه فراتر رفته است.
امروز این بازیها مجموعهای از رقابتهای سوارکاری، کشتی، تیراندازی و بازیهای فکری را در کنار برنامههای فرهنگی، نمایشگاههای قومی، بازار صنایعدستی، موسیقی، پوشاک، خوراک و آیینهای سنتی ارائه میکند. همین ترکیب، World Nomad Games را از یک تورنمنت ورزشی معمولی متمایز کرده است.
سه محور اصلی بازیها
ساختار بازیهای جهانی عشایر بر سه محور اصلی استوار است:
ورزش قومی، فرهنگ قومی و علم.
ورزشهای قومی، بخش رقابتی رویداد را تشکیل میدهند. فرهنگ قومی در قالب نمایشگاهها، شهرکهای فرهنگی، موسیقی، پوشاک، صنایعدستی و آیینها ارائه میشود. بخش علمی نیز به بررسی تاریخ، میراث ناملموس، دانش بومی و شیوههای حفظ سنتها اختصاص دارد.
این سه محور در کنار یکدیگر، تصویری جامع از جوامع عشایری و سنتی ارائه میکنند.

ورزشهایی که از زندگی آمدهاند
بخش مهمی از رشتههای بازیهای جهانی عشایر ریشه در نیازها و مهارتهای زندگی کوچنشینی دارد.
سوارکاری، تیراندازی، کشتی و بازیهای قدرتی در بسیاری از جوامع عشایری تنها سرگرمی نبودهاند؛ بلکه با دفاع، شکار، جابهجایی، مهارتهای اجتماعی و آمادگی جسمانی ارتباط داشتهاند.
در این رویداد، ورزشها از زمینه فرهنگی خود جدا نمیشوند. اسب، لباس، دستبافتهها، موسیقی، آیین و شیوه اجرای مسابقه، بخشی از روایت هر رشته را تشکیل میدهد.

شهرکهای قومی؛ فرهنگ در فضای عمومی
یکی از مهمترین بخشهای بازیهای جهانی عشایر، شهرکهای قومی است.
در این فضاها، یورتها، معماری سنتی، صنایعدستی، خوراک، موسیقی، پوشاک و ابزارهای زندگی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
هدف این نیست که اشیای سنتی فقط در ویترین نمایش داده شوند. رویکرد جدید بازیها بر مفهوم میراث زنده تأکید دارد؛ یعنی میراثی که همچنان در زندگی جوامع حضور دارد و از طریق تجربه، اجرا و آموزش منتقل میشود.
در چنین ساختاری، صنعتگر در حال کار، نوازنده در حال اجرا و حامل سنت در حال توضیح دادن، بخشی از نمایش فرهنگی هستند.

میراث زنده؛ فراتر از شیء موزهای
مفهوم میراث زنده (Living Heritage) به میراثی اشاره دارد که هنوز در جامعه زنده است و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
این میراث میتواند یک مهارت، آیین، موسیقی، بازی، شیوه ساخت، نوع پوشاک یا روش تولید باشد.
در برنامه فرهنگی ششمین دوره، عنوان جهان عشایر: میراث زنده (Universe of Nomads: Living Heritage) بر همین رویکرد تأکید دارد.
در این نگاه، یک شیء سنتی تنها زمانی بهدرستی معرفی میشود که ارتباط آن با انسان، محیط، کاربرد و دانش تولیدکننده نیز توضیح داده شود.

صنایعدستی؛ بخشی از روایت جوامع عشایری
صنایعدستی در بازیهای جهانی عشایر صرفاً به عنوان کالای تزئینی یا تجاری عرضه نمیشود.
هر اثر میتواند بخشی از تاریخ، اقتصاد، محیط و شیوه زندگی یک جامعه را در خود حفظ کرده باشد.
ابزار، پوشاک، ظروف، زیورآلات، سازها، بافتهها و وسایل مورد استفاده در کوچ، در کنار یکدیگر تصویری از فرهنگ مادی جوامع سنتی ارائه میکنند.
در این میان، صنایعدستی زمانی بیشترین اثرگذاری را دارد که فرآیند تولید و نقش صنعتگر نیز در کنار محصول نهایی دیده شود.
نقش علم در حفظ سنتها
بسیاری از بازیها، مهارتها و آیینهای سنتی در جهان امروز با خطر فراموشی روبهرو هستند.
برخی از این سنتها هنوز ثبت علمی نشدهاند و قواعد، ابزارها و شیوه آموزش آنها بیشتر از طریق حافظه شفاهی منتقل میشود.
بخش علمی بازیهای جهانی عشایر تلاش میکند این میراث را مستند کند و درباره راههای انتقال آن به نسلهای آینده گفتوگو ایجاد کند.
در این چارچوب، ورزش سنتی تنها یک رقابت نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است.

حضور ایران در ساختار بازیها
ایران از نظر تنوع قومی، فرهنگی و جغرافیایی، ظرفیت قابل توجهی برای حضور در بازیهای جهانی عشایر دارد.
ورزشهای سنتی، سوارکاری، کشتیهای بومی، بازیهای محلی، موسیقی، پوشاک، خوراک و صنایعدستی ایران، مجموعهای گسترده از میراث فرهنگی را شکل میدهند.
حضور ایران در دورههای گذشته و کسب ۱۳ مدال در پنجمین دوره نشان میدهد که کشور از نظر ورزشی نیز توان رقابت در این رویداد را دارد.
با این حال، اهمیت بازیهای جهانی عشایر تنها به جدول مدالها محدود نمیشود. بخش فرهنگی این رویداد امکان معرفی جوامع، مهارتها و میراثی را فراهم میکند که در بسیاری از موارد هنوز در زندگی روزمره مردم حضور دارند.

فرش و دستبافته در چارچوب میراث زنده
فرش و دستبافتههای عشایری ایران با مفهوم میراث زنده ارتباط مستقیم دارند.
یک گبه، گلیم، جاجیم، مفرش یا خورجین، تنها یک محصول نهایی نیست. پشت هر بافته، زنجیرهای از دانش و مهارت قرار دارد: دامداری و تولید پشم، ریسندگی، رنگرزی، طراحی، بافندگی و کاربرد. این زنجیره، بافته را به بخشی از یک شیوه زندگی تبدیل میکند.
در چنین نگاهی، فرش عشایری نه فقط یک اثر هنری یا کالای تجاری، بلکه سندی از زندگی، محیط، اقتصاد و حافظه یک جامعه است.
تفاوت فرش عشایری با فرش شهری
فرش عشایری معمولاً در ارتباط مستقیم با نیازهای زندگی کوچنشینی شکل گرفته است.
بسیاری از بافتهها برای نشستن، حمل وسایل، نگهداری مواد، پوشاندن فضا یا استفاده در چادر تولید شدهاند.
در نتیجه، کاربرد در کنار زیبایی اهمیت داشته است.
این ویژگی باعث شده است که فرش عشایری در بسیاری از موارد ساختاری سادهتر، انعطافپذیرتر و متناسب با امکانات محیط داشته باشد.
اما سادگی ظاهری نباید با کمارزش بودن اشتباه گرفته شود. این بافتهها حاصل دانش فنی، تجربه، حافظه نقش و خلاقیت بافنده هستند.

فرش عشایری؛ روایتی از انسان و محیط
در بافتههای عشایری، مواد اولیه و رنگها با محیط طبیعی ارتباط دارند. پشم، نخ، گیاهان رنگزا و ابزارهای بافت، بخشی از چرخه تولید را تشکیل میدهند.
رنگرزی سنتی با موادی مانند روناس، اسپرک، نیل و پوست گردو، به دانش محلی و دسترسی به منابع طبیعی وابسته بوده است. از این منظر، یک بافته عشایری میتواند بخشی از دانش زیستمحیطی یک جامعه را نیز در خود حفظ کرده باشد.
نقشها و حافظه تصویری
نقوش هندسی، حیوانی، گیاهی و انتزاعی در بسیاری از دستبافتههای عشایری دیده میشوند.
این نقشها ممکن است از سنتهای منطقهای، محیط طبیعی، حافظه خانوادگی یا خلاقیت فردی بافنده تأثیر گرفته باشند.
با این حال، درباره معنای نقشها باید با دقت سخن گفت. همه نقوش دارای معنای نمادین ثابت و قابل ترجمه نیستند.
معرفی علمی بافته بهتر است نقش را در کنار منطقه، تکنیک، کاربرد، مواد اولیه و روایت بافنده توضیح دهد.
جایگاه بافنده در روایت فرهنگی
در بسیاری از معرفیهای تجاری، توجه اصلی به نام منطقه، نوع فرش، قدمت یا قیمت معطوف میشود.
اما در رویکرد میراث زنده، بافنده جایگاه مرکزی دارد.
بافنده کسی است که مواد اولیه را میشناسد، نخ را آماده میکند، رنگ را انتخاب میکند، دار را میبندد و نقش را در جریان بافت شکل میدهد.
این مهارت در بسیاری از جوامع عشایری از طریق خانواده و تجربه مستقیم منتقل شده است.
به همین دلیل، معرفی بافنده در کنار بافته، تصویر کاملتری از میراث فرهنگی ارائه میکند.
نتیجه تحلیلی
بازیهای جهانی عشایر را نمیتوان تنها با تعداد رشتهها، کشورها یا مدالها ارزیابی کرد.
این رویداد در حال تبدیل شدن به بستری جهانی برای معرفی میراث زنده جوامع سنتی است؛ بستری که در آن ورزش، فرهنگ، صنایعدستی و دانش بومی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
در این ساختار، فرش و دستبافتههای عشایری ایران نیز میتوانند به عنوان بخشی از فرهنگ مادی و میراث زنده جوامع ایرانی مورد توجه قرار گیرند.
با این حال، بر اساس اسناد رسمی موجود، باید میان ظرفیت حضور فرش ایران و ادعای نمایش رسمی آن در یک دوره مشخص تفاوت گذاشت.
آنچه بهطور مستند میتوان گفت این است که ساختار فرهنگی بازیهای جهانی عشایر، بهویژه برنامه «میراث زنده»، ظرفیت روشنی برای معرفی فرش، دستبافتهها و مهارتهای سنتی ایران دارد و این وجه از رویداد، در شرایط ویژهای که امروز کشور و مردم ایران با آن دست به گریبان است، یکی از بهترین و موثرترین فرصتها برای معرفی بلکه بازتعریف جایگاه حقیقی و فرهنگ زاینده و پویای ایران و ایرانی است که نباید با تاکید بر وجه ورزشی این رویداد از آن غفلت کرد.

اولین نفری باشید که دیدگاه خود را ثبت میکند!
تجربه، پرسش یا نظر شما، راهنمای ارزشمندی برای دیگر کاربران است.
نظرات شما: