بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد








 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 16/7/97   دنياي اقتصاد


فرش ايراني، سرمايه خارجي/ بررسي حضور شركت هاي انگليسي در صنعت فرش ايران



۹۷/۰۷/۱۶_ سایت اطلاع رسانی فرش ایران _ کارپتور
    ریحانه کثیری، دانشجوی کارشناسی ارشد فرش
    

    
     سرمايه گذاري و ايجاد فضاي باز اقتصادي در صنايع، همچنين در صنعت فرش دستباف مي تواند تاثير مثبتي در امر توليد داشته باشد. با توجه به تفكر ايجاد شده درباره وجود سرمايه گذاران خارجي در دوران قاجار (به خصوص حضور انگليسي ها) در امر توليد و تجارت فرش دستباف، كه در برخي منابع مكتوب آن را استعمار و استثمار مي خوانند. اين پژوهش در پي جستار اسناد تاريخي برآمده است تا با ديدي متفاوت به اين مساله و روابط بين الملل پرداخته شود و در آخر به چرايي وضعيت حاضر فرش دستباف كه بعد از بيرون راندن آن از دستان كشورهاي خارجي يا بهتر بگوييم-شركت هاي خصوصي- و سپردن مديريت اين هنر-صنعت به دست دولت رخ داده پرداخته است.
    
    شعبه لندن شركت زيگلر
    رونق و تجارت قالي در دوران قاجار و افول آن در دوران بعدي يكي از موضوعاتي است كه هميشه مورد بحث قرار گرفته است. هدف اين پژوهش بررسي اسناد تاريخي در ارتباط با ورود انگليسي ها به عنوان سرمايه گذار خارجي در صنعت فرش دستباف ايران و پويايي اين صنعت در دوران قاجار است. همچنين رسيدن به اين نكته كه راز رشد اقتصاد و توسعه اقتصادي چيزي جز تجارت با ساير ملل نيست و علل كاهش سهم كشور در صادرات قالي در عرصه جهاني در نتيجه عدم به روزرساني قوانين تجاري و به خصوص شرايط مالكيت خصوصي و آزادي بازار و تعاملات اقتصادي در بازارهاي جهاني است. چرا كه از بعد نظري، سرمايه گذاري در رشد و توسعه اقتصادي هر كشور، نقش مهمي را ايفا مي كند. بسياري از اقتصاددانان، به خصوص اقتصاددانان نئوكلاسيك، سرمايه را موتور رشد اقتصادي به حساب مي آورند و از طريق به كارگيري بهينه منابع توليدي، استفاده از امكانات سرمايه گذاري را از مهم ترين عوامل دستيابي به پيشرفت اقتصادي و توان افزايي مادي مي دانند.
    
    عوامل توليد مانند سرمايه، نيروي كار و تكنولوژي قابليت تحرك و عبور از مرزهاي رسمي كشورها را دارند و به طرق مختلف تجارت بين الملل و تحرك منابع مولد مي توانند جانشين يكديگر شوند. تجارت بين الملل و تحرك منابع مولد آثار اقتصادي بسيار متفاوتي روي كشورها به جاي مي گذارند. همچنين استعمار در معناي لغوي به آباد كردن آمده است. پديده اي كه از قرن 15ميلادي توسط كشورهاي اروپايي نظير انگلستان، اسپانيا، پرتغال و فرانسه نسبت به قاره هاي ديگر فراگير شد، در قرن نوزدهم به اوج خود رسيد و در قرن بيستم در صحنه سياسي و اقتصادي بين المللي لي رو به زوال و نابودي رفت. استعمار در اصل يك پديده تاريخي خاكستري است زيرا نه سراسر شر و چپاول است و نه سراسر خير و نيكي و انسان دوستي. نظريه پردازان بزرگي در مورد استعمار نظريه پردازي كرده اند كه در اينجا فقط به دو نفر به منظور پرهيز از اطاله كلام اشاره اي بسيار گذرا مي كنيم:
    
    جان لاك نظريه پرداز انگليسي قرن هفدهم ميلادي، به عنوان بنيان گذار ليبراليسم مدرن، از هواداران استعمار است. طبق استدلال او اگر كشور توسعه يافته اي مانند انگلستان كشورهاي هند يا آمريكا را استعمار مي كند باعث انتقال سرمايه و تكنولوژي و ايجاد زيرساخت هاي لازم در آن كشورها مي شود، و اين يك بازي دو سر برد است (كشور استعمارگر منابع و نيروي كار كشور مستعمره را در اختيار دارد و در مقابل كشور مستعمره از تكنولوژي آن كشور برخوردار مي شود). كه در نهايت باعث افزايش توليد جهاني و افزايش رفاه ملل جهان مي شود. ديدگاه جان لاك يك ديدگاه خوشبينانه است و مضرات استعمار را روشن نمي كند براي تعيين كردن قسمت هاي سياه استعمار نظري به آراي كارل ماركس بنيانگذار مكتب ماركسيسم و سوسياليسم علمي مي اندازيم. ماركس مي پذيرد كه استعمار فوايدي براي كشور مستعمره دارد اما اشاره اي مهم به تقسيم نابرابر سود حاصل از توليد كالا و خدمات مي كند كه سرمايه داران استعمارگر از ارزش اضافي به دست آمده از كالاي توليد شده سهم به مراتب بيشتري را از كشور مستعمره براي خود در نظر مي گيرند و اين خود باعث نابرابري جهاني و تقسيم كار ناعادلانه در فضاي بين المللي مي شود.
    
    با توجه به دو آراي متفاوت در ادامه بايد به اين نكته اشاره كنيم كه ايران هرگز مستعمره كشورهاي استعمارگر نبوده است و استقلال ايران به گفته تاريخ، در تاريخ معاصر حفظ شده است. در دوران قاجار بي كفايتي پادشاهان قاجار اغلب به پاي استعمار روس و انگليس نوشته شده است. در صورتي كه تمامي ابزارهاي مدرن كه امروزه در زندگي ما وجود دارند به خاطر آشنايي ملت با پديده اي به نام مدرنيته بوده است. چاپ، راه آهن، برق، مشروطه خواهي، گمرك، بانك، پول ملي و مدرن و?
    
    در ابتدا با نگاهي به سندي مربوط به سال 1850ميلادي (1229ه ش-1266ه ق) نوشته ياكوب پولاك، چگونگي وضعيت تجارت صنايع دستي ايران را مورد بررسي قرار مي دهيم.
    
    سند شماره 3: صنعت قاليبافي [سال 1894م-1273ه ش-1311ه.ق]
    «{?اين تجارت بدون كمترين كمكي از سوي دولت و بدون هيچ نوع امتياز، فقط به خاطر كار و پشتكار صادقانه در مواجهه با مشكلات و مخالفت تجار و فروشندگان بومي، توانست كم كم پا بگيرد تا آنجا كه امروز نظير آن را در ايران نداريم. در هيچ يك از شهرهاي ايران يك چنين رويدادي را نمي بينم، نه در شهرهاي ثروتمند و نه در شهرهاي كاركن و مرفه. تمام مردم با راحتي تمام مي پوشند و مي خورند و زندگي مي كنند و بسيار هم راضي و خوشحال به نظر مي رسند. همه آنها از طريق قاليبافي زندگي مي كنند، تاثيرات خوب آن در تمام منطقه مشهود است. در سال هاي زندگي ام در ايران، مهم ترين شهرهاي آن را ديدم، ولي جايي نديدم كه مثل سلطان آباد اين قدر مرا بگيرد.
    
    براي آقايان زيگلر و كمپاني، مهم اين بود كه كار خوبي را كه در اينجا شروع كرده بودند از دست ندهند. آنها براي توانايي شان و برآوردن انتظارات بازارهاي فرش اروپا و آمريكا، خارج از شهر تاسيسات بزرگي راه انداختند كه حدود 37 هزار متر مربع را با هزينه 6000 ليره در بر مي گرفت. اين تاسيسات بسيار بزرگ بود و باعث شد كه اهالي اينجا نام آنجا را قلعه بگذارند. آنها در اين تاسيسات داراي خانه هاي مسكوني براي كاركنان و ماموريتشان، انبارها و بالاتر از همه صباغ خانه(رنگرزي) بودند. بنابراين به دليل همين صباغ خانه بود كه آنها توانستند مرغوب ترين رنگ را به دست آورند و هماهنگ و منطبق با سليقه افراد دنياي جديد شوند? انبارهاي پشم رنگين آنها عجيب و غريب است، در آنجا به مقدار زيادي از هر نوع رنگ كه به تصور آيد ديده مي شود، آنها كهكشاني از پشم رنگي تلنبار كرده اند. با نظم و ترتيب، انواع و اقسام پشم رنگي را جدا و وزن مي كنند و تحويل بافنده مي دهند و ضمنا از آنها كاغذي مي گيرند كه مقدار پشم و طرح قالي و اندازه آن روي آن نوشته شده است. تمام اين تفصيلات در دفترچه اي يادداشت مي شود تا آنجاكه وقتي فرش بافته شده را مي آورند به سادگي و به سرعت در دفترچه مشخص مي شود. شگفت انگيز است كار افرادي كه در اداره اينجا مشغول به كارند و كارشان دريافت و ارزيابي قالي هاست و در يك چشم به هم زدن عيب و نقص قالي را درمي يابند.
    
    در اينجا بايد چند كلمه منصفانه هم راجع به كار آقايان زيگلر كه بحق در اين زمينه پيشرو هستند بگويم؛ ولي ضمنا بايد از ساير شركت ها هم نام ببرم كه در سلطان آباد نمايندگي دارند نظير آقايان جي.سي.پ هوتس و پسران كه در لندن، بوشهر و اصفهان و? نمايندگي دارند. آنها نه مي خواهند استفاده از اين تجارتي كه در اينجا باز شده متوقف شود و نه اينكه چشمشان را روي منافع عمومي بسته اند. آنها در نظر دارند كه در جاهاي ديگر ايران هم چنين تجارتي را توسعه دهند. آنها هم كارشان را حدود 10 سال قبل در سلطان آباد آغاز كرده اند و با آقايان زيگلر به رقابت دوستانه اي پرداخته اند. آنها حتي پا را فراتر نهاده و صباغ خانه براي خود تاسيس كرده اند؛ افرادي از جوانان را براي يادگيري و مطالعه دقيق تجارت فرش گسيل داشته اند و در واقع آنها براي بالا بردن سطح اين تجارت آنچه را كه مي توانستند انجام داده اند? آقاي آلپيگر مدير كمپاني زيگلر به من گفت كه وقتي 20 سال پيش به سلطان آباد آمد فقط 40 كارگاه بافندگي در اينجا وجود داشت؛ حال به حدود 1200 دستگاه رسيده است و در دهات مختلف هم 1500 دستگاه يافت مي شود. اگر بگويم روي هم رفته در سراسر اين ناحيه قريب به 3 هزار كارگاه بافندگي كار مي كنند و محصول سالانه توليدات قالي آنها در حدود 5ميليون قران (پانصد هزار تومان)است خيال نكنم در ارزيابي ام راه اشتباه رفته باشم»(عيسوي،1362).
    
    اشاره اي ديگر مي كنيم به يكي از صنايع ملي در فرش كه در پس چهره زيباي خود چه نازيبايي ها و ناكارآمدي هايي داشته است.
    
    بخشي از كتاب «اقتصاد شهر اصفهان» را كه وضعيت كارگاه ها و بافندگان زمان بعد از تاسيس شركت سهامي فرش ايران را گزارش مي دهد، مي آوريم.
    
    «در صفحه 9 آن كتاب، بررسي كارگاه هاي اصفهان آمده است كه در اين شهر شركت سهامي فرش تاسيس شده است، اين شركت در اينجا داراي 400 دستگاه قاليبافي و در همين حدود در حومه شهر است. در خاتمه اين بخش از كتاب، تذكر داده شده كه وضع بهداشتي و تامين و به طور كلي وضع زندگي كارگران قاليباف خوب نبوده و وضع بدي دارند،ضعف چشم ناشي از نور كم كارگاه و لزوم دقت زياد به كار، امراض مسري ناشي از كثيف بودن مواد اوليه، بيماري هاي ريوي و سل، دردهاي استخوان و مفاصل ناشي از نمناكي و رطوبت كارگاه و? گريبانگير قاليبافان است. در كتاب و مطالعه تحقيقي بالا نوشته شده است كه تقريبا هيچ كدام از اين كارگران بيمه نيستند و كمك هايي كه از طرف شركت سهامي فرش و برخي توليدكنندگان ديگر به آنها مي شود بسيار ناچيز و بي اهميت است.(تاريخ انتشار كتاب بررسي كارهاي دستي اصفهان اسفند 1347 است.) اضافه بر همه اينها فقر و معيشت ضعيف و نداريشان آنها را در وضعي ناهنجار قرار داده كه با امراض و نگراني هاي فوق الذكر دست به دست هم داده و طبقه اي مفلوك به وجود مي آورد، ناگفته نماند بسياري از اين كارگران زنان و خردسالان هستند كه به خاطر ضعف بدن و جهات ديگر عواقب شوم تري به وجود مي آورد» (كلباسي،1353).
    
    مسلما از مهم ترين دلايل كاهش سهم كشور در توليد فرش دستباف نبود قوانين تجاري به روز و مدرن و همچنين شرايط مالكيت خصوصي و آزادي بازار و تعاملات اقتصادي بين الملل با كشورهاي پيشرو اقتصاد در جهان است و به نظر ما اگر شرايط نهادي بازار در كشور اصلاح نشود اين روند كاهش توليد فرش ادامه خواهد داشت.
    
    
     روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4442 به تاريخ 16/7/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)  


  همچنين در اين باره بخوانيد:
  تاريخ اقتصاد: ايران و كمپاني هند شرقي- ۱تا ۳ 


 
  رويدادها
  مقالات
  گفتگو
  دنياي نشر
  گزارش
  نقد و نظر
  قوانين و مقررات
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.