بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد




 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 30/8/91


تقويم تاريخ: 30 آبان 1391 خورشیدی برابر با 5 محرم 1434 هجری و 20 نوامبر 2012 میلادی



91/8/30 - کارپتور
    
    30 آبان 1391 خورشیدی برابر با 5 محرم 1434 هجری و 20 نوامبر 2012 میلادی

    
    

    تصويب لايحه واگذاري امتياز نفت شمال به شركت آمريكايي"استاندارد اويل"(1300 ش)
    دولت، درزمان صدارت احمد قوام‏السلطنه لايحه‏اي تنظيم كرد كه بر اساس آن، امتياز استفاده از نفت شمال ايران به شركت معروف آمريكايي با نام "استاندارد اويل" واگذار مي‏شد. بر اساس توافق بين دولت و مجلس، اين لايحه به طور محرمانه به تصويب رسيد تا شوروي و انگليس در آن مداخله نكنند. علت واگذاري امتياز نفت شمال گذشته از منافع مالي، براي ايجاد توازن در سياست خارجي بود و دولت ايران ميل داشت كشور سومي نيز در ايران دست به فعاليت هاي اقتصادي بزند. دو روز پس از تصويب اين لايحه، سر و صداي دولت شوروي بلند شد و طي يادداشت‏هايي به وزرات خارجه ايران، اعتراض شديداللَّحن خود را كه در حقيقت، حكم اولتيماتوم داشت، تسليم كرد. متعاقب اعتراض دولت شوروي، دولت انگلستان نيز يادداشتي تسليم دولت ايران نموده و به اين امر اعتراض كرد. شوروي ضمن اعتراض خود، خواهان اجراي معاهده سابق نفت خود با ايران شد ولي از آنجا كه اين امر، خلاف قانون اساسي صورت گرفته بود، نمايندگان مجلس شوراي ملي در برابر اعتراض شوروي و انگليس ايستادند و به اولتيماتوم آنها توجهي نكردند.
    
    
    

    مرگ "بندتو كروچه" بزرگ ‏ترين فيلسوف معاصر ايتاليا (1952م)
    بِنْدِتو كُروچِه، بزرگ‏ ترين فيلسوف معاصر ايتاليايى در 25 فوريه 1866م در ايتاليا به دنيا آمد. وي در نوجواني، خانواده‏اش را در يك زلزله از دست داد و خود نيز دوازده ساعت زير آوار مدفون ماند. اثر اين مسئله، بعدها در شكل گيري انديشه او تاثيرنهاد و تا پايان عمر، مخالف هرگونه انقلاب بود. كروچه پس از آن به دانشگاه رم رفت ولي تحصيلات خود را بدون اخذ درجه‏اي رها كرد. او ضمن مطالعه كتابي درباره كارل ماركس، نظريه‏پرداز آلماني، با مقولات فلسفه آشنا شد اما به دنبال فلسفه‏اي بود كه نه براي تخريب كه به دنبال نجات بشريت باشد. به اين ترتيب كروچه تصميم گرفت كه خود به تدوين يك نظام فلسفي بپردازد كه مبتني بر جاه‏طلبي‏هاي مادي نباشد، بلكه بر پايه آرزوهاي معنوي آدمي، استوار باشد. كروچه معتقد بود كه اين بررسي را بايد شخصي به عمل آورد كه در جريان امور باشد. هيچ فيلسوف برج عاج‏نشيني كه از توفان‏هاي زندگي در امان و بركنار بوده است نمي‏تواند غم كشتي شكستگي و دل‏افسردگي و نيز شجاعت آدمي را دريابد. كروچه مشتاق آن بود كه خويشتن را به وسط توفان بيفكند تا بتواند از نزديك و از روي مشاهده شخصي، كوشش و ستيز بشريت را مطالعه كند. كروچه به مدت دو سال وزارت فرهنگ ايتاليا را برعهده داشت و تلاش نمود تا تجديد حياتي در انديشه مردم پديد آورد و سلامت را به دنياي ناسالم باز گرداند. او در دوره ديكتاتوري موسوليني خانه‏نشين شد اما دست از احيا و نشر آزادي برنداشت. وي ارزش‏هاي حيات را بالاتر از ارزش‏هاي مادي مي‏دانست و نظريه عدالت را در قالب مفاهيم جديد اقتصادي بيان مي‏كرد. يك‏بار برضد فاشيست‏ها اعلاميه چاپ كرد در نتيجه فاشيست‏ها خانه‏اش را غارت كردند ولي كاري به فعاليت‏هاي مطبوعاتي او نداشتند. زيرا معتقدات او كم وبيش فاشيستي بود. فلسفه كروچه پر از تناقضات است. وي از يك طرف آزادي خواه است و از سوي ديگر فاشيست، از يك سو به خدا حمله مي‏كند و از ديگر سو، مسيحيت و نهضت مسيحي را بزرگ‏ترين انقلاب تاريخ بشريت مي‏داند چرا كه انسان را به راه جديد از زندگي سوق داده است. كروچه گرچه اعتقاد چنداني به اديان نداشت اما معتقد بود تا زماني كه ديني ديگر هم‏شأن يا برتر از مسيحيت ظهور نمايد، بايد مسيحي باقي بماند. وي تا پايان عمر به تعليم اين فلسفه پرداخت كه بايد دشمنان را دوست گردانيد و با راهنمايي آن‏ها از نفاق به صلح، به مجازات آن‏ها پرداخت. مهم‏ترين اثر كروچه، فلسفه روح نام دارد كه درچهار جلد تحت عناوين زيبايي‏شناسي، منطق، فلسفه سلوك و تئوري تاريخ منتشر شد. بِنْدِتو كروچه سرانجام در بيستم نوامبر 1952م در هشتاد و شش سالگي درگذشت.
    
    
    

    مرگ "لئو تولْسْتوي" نويسنده بلندآوازه روسي (1910م)
    لئو تولْسْتوي، نويسنده شهير روسي در نهم سپتامبر سال 1828 در روسيه به دنيا آمد. از نوجواني استعداد درخشان و هوش سرشارش، معلمان را به تعجب وا مي‏داشت. لئون در جواني وارد ارتش شد ولي پس از مدتي به نويسندگي روي آورد و به آموختن زبان‏هاي فرانسه و يوناني همت گماشت. تولستوي در ميانسالي، از زندگي احساس نارضايتي مي‏كرد و ترديد و زدگي در قلب او ريشه مي‏دوانيد. او مدام در جستجوي زندگي بود، در معناي مسيحيت سير مي‏كرد و سرانجام به اين نتيجه رسيد كه انجيل، خطاها و تحريفات بسيار دارد اما منكر معني اصلي مسيحيت، نشد. از اين رو بيست سال آخر عمر تولستوي براي حكومت روس دردسر به حساب مي‏آمد، او را تحت نظر قرار داده و بيشتر آثارش را ممنوع كردند. هم‏چنين يك كليسا وي را در 72 سالگي تكفير كرد. وي در قحطي سال 1891م با دريافت كمك‏هاي انساني به ياري مردم شتافت و در اواخر عمر، چنان بلندآوازه شد كه تقريباً همه دنيا او را مي‏شناختند و به آثار و شخصيتش ارج فراوان مي‏نهادند تا جايى كه مهاتما گاندي رهبر هند طي نامه‏اي به تولستوي، خود را خاكسار تولستوي خواند. تولستوي در سال‏هاي پاياني عمر خود، تزار دوم لقب گرفته بود، زيرا حكومت بيم داشت كه حتي كوچك‏ترين تعرُّضي به او بكند. او در روسيه به استثناي تزار، يگانه كسي بود كه مي‏توانست هر چه دلش مي‏خواهد بگويد و در امان باشد. او اين آزادي را با قدرت قلمش و با نمونه‏وار زيستنش به دست آورده بود. تولستوي عالي‏ترين نمايشگر روح ملت روس به شمار مي‏رود. او همانند يك دانشمند الهيات و معتقد به اصول اخلاقي در جستجوي مرام دوستي پاك و بي‏آلايش بود كه در مسيحيت اوليه وجود داشت. تولستوي در ميان رفاه و ثروت و شهرت، شكاكيتي در دل داشت و تحولي را در دلش ايجاد كرد كه آيين تولستوي نتيجه آن بود. اين آيين مبتني بر عشق مسيحي و متضمن اصل عدم مقاومت در برابر شرّ است. تولستوي كه آميخته‏اي از خصوصيت‏هاي متناقض بود و نمي‏توانست زندگي را با انديشه‏هاي خويش وفق دهد در مورد مذهب به تغيير عقيده رسيد و به ارتدوكس گرويد. وي در كتاب اعتراف، سرخوردگي پيايى خود را از زندگي آميخته به لذت، مذهب قراردادي و علم و فلسفه بيان مي‏كند. با اين حال تولستوي اعلام كرد كه ديگر براي پرستندگان، زمان آن فرا رسيده است كه دست از آداب ظاهري و قشري بردارند و به حقيقت و راستي بپردازند. وي خواهان خدمت متقابل، مساوات اجتماعي و كوشش مشترك براي از بين بردن ول‏خرجي‏ها و زياده‏روي توانگران و مسكنت و رنج بي‏نوايان بود كه اين، مذهب واقعي اوست. شهرت و بقاي تولستوي به سبب داستان‏هايش بود. عظمت كتاب جنگ و صلح او، علاوه بر وسعت موضوع و كمال هنرمندي، در بيان نكته‏هاي فلسفي و اخلاقي موجود در آن نهفته است. تولستوي در اين اثر به شيوه‏اي بسيار كامل، حوادث اساسي زندگي از تولد، بلوغ و ازدواج تا كهولت، مرگ و نيز جنگ و صلح را مورد توجه قرار داده است و به همين دليل از طرف منتقدان به عنوان حماسه‏اي بزرگ مورد ستايش قرار گرفته است. اگر چه داستان‏ها و كتاب‏هاي تولستوي با ستايش و پيروزي همراه گشت، با اين حال وي معتقد بود هنر دروغي بيش نيست و من ديگر نمي‏توانم اين دروغ زيبا را دوست داشته باشم. تولستوي به سبب ترسيم دنياي معاصر و معرفتش درباره عالم محسوس و ملموس و توجّهش به مسائل انساني و هنر داستان‏نويسي، مرد بزرگ و رمان‏نويس برجسته و ممتاز روسيه در قرن نوزدهم به شمار مي‏آيد. علاوه بر جنگ و صلح، از تولستوي آثار متعددي به يادگار مانده كه هنر چيست، حاجي مراد و تاريخ ديروز... از آن جمله است. لئو تولستوي سرانجام در بيستم نوامبر 1910 م در حالي كه خانه را ترك كرده بود، همانند بي ‏نواترين افراد، در بي‏خانماني و سرگرداني در 85 سالگي درگذشت.
    
    
    

    آغاز سلطنت "اردوان پنجم"، آخرين پادشاه سلسله اشكانيان (216م)
    پس از مرگ بلاش چهارم معروف به اشك بيست و هفتم، دو پسر او به نام‏هاي بلاش پنجم و اردوان پنجم مدعي سلطنت شدند. اين دو برادر مدت‏ها با يك‏ديگر در جنگ و ستيز بودند تا اين‏كه اردوان پنجم در 20 نوامبر 216م با عنوان اشك بيست و نهم بر تخت سلطنت تكيه زد. در اين زمان امپراتور روم براي تسخير ايران به فكر حيله‏اي افتاد و پس از ارسال هداياي بسيار به دربار اشك بيست و نهم، دختر شاه را خواستگاري كرد. اين امر سرانجام محقق شد و امپراتور براي بردن همسرش به همراه سپاهي گران عازم ايران گرديد. اما همين كه اردوان با سردارانش براي استقبال به اردوي او رفتند، روميان مسلحي كه در كمين بودند به اشاره امپراتور به ايرانيان حمله كردند و آنان را تار و مار نمودند. از آن پس روميان جنايات بي‏شماري در ايران مرتكب شدند و تمام آبادي‏هاي مسير را غارت نمودند. با اين حال، اردوان پنجم از مهلكه جان سالم به در برد و امپراتور روم، خود به دست اطرافيانش به قتل رسيد. اردوان از اين فرصت استفاده كرد و پس از وارد آوردن شكستي سخت بر روميان، مبلغ گزافي به عنوان غرامت از آنان دريافت نمود. در اين سال‏ها، علي رغم تلاش فراوان اردوان براي نجات سلسله اشكاني، بر اثر مشكلات عديده‏اي كه بر كشور حاكم بود، روزنه اميدي براي بقاي امپراتوري اشكانيان نماند. هم‏چنين بر اثر انحطاط و ضعفي كه در دولت مركزي اشكاني پديد آمده بود، اردشير بابكان، يكي از اميران دست نشانده پارس كه قدرتي به هم رسانيده بود، بر اردوان شوريد و حكومت 476 ساله اشكانيان را در سال 224م سرنگون كرد.
    
    
    

    شكست و عقب‏ نشيني روس‏ها در نبرد "ايروان" در زمان فتحعلي شاه قاجار (1219 ق)
    دولت روس كه از زمان پطر كبير در صدد اتصال به درياي آزاد از طريق جنوب بود، با هر بهانه‏اي متصرفات خود را افزايش مي‏داد. در سال 1218 ق مردم قره‏باغ و گنجه شورش كردند كه با عكس العمل خشن دولت روس سركوب شدند. مردم آن نواحي به ايران متوسل شدند و اين امر باعث آغاز جنگ اول ايران و روسيه گرديد. در ابتدا عباس ميرزا وليعهد و فرزند ارشد فتحعلي شاه قاجار بر سيسيانوف فرمانده‏ي روسي غلبه كرد و نيروهاي روسيه عقب نشيني كردند. بعدها سيسيانوف در اين جنگ كشته شد و زمينه‏ي جنگ اصلاندوز و امضاي معاهده‏ي ننگين گلستان فراهم آمد.  




 
  رويدادها
  مقالات
  گفتگو
  دنياي نشر
  گزارش
  نقد و نظر
  قوانين و مقررات
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.