بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد








 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 14/11/90


ايران و کمپاني هند شرقي- ۴ و ۵



90/11/14 - دنياي اقتصاد
    
    
    تحقق روياي شاه عباس
    بخش پنجم
    
     تبديل گمبرون به بندر عمده مملكت آرزويي بود كه گرچه شاه عباس آن را در زمان حيات خويش نديد اما با وجود بدي آب و هوا در اين بندر در نهايت به تحقق پيوست.
    
     در بخش پنجم از گزيده كتاب «انقراض سلسله صفويه»، (نوشته لارنس لاكهارت) پس از ذكر وضع اوضاع گمبرون، حضور كمپاني هاي انگليسي و هلندي در اصفهان و ديگر شهرهاي ايران را مورد توجه قرار مي دهيم.
    
     تونو عقيده داشت بهترين طريقه براي حفظ سلامتي در بندرعباس آن است كه غذاي مخصوصي به طور منظم بخورند و به اندازه اي در خوردن آن جانب اعتدال را نگه دارند كه هميشه اشتها داشته باشند. همچنين براي پاكيزه كردن آب، آهن گداخته اي را در آن فرو برند و بعد موارد خارجي آن را با پارچه كتاني بگيرند. به اين ترتيب، هميشه خوش و خرم خواهند بود. ترديدي نيست كه اكثر مطالبي كه در بالانقل كرديم تا حدي اغرق آميز است ولي بايد به خاطر داشت كه در آن ايام علم طب قادر نبود بيماري هايي را كه در محل هايي مانند گمبرون وجود داشت، معالجه كند. گذشته از اين، بسياري از اروپايي هايي كه در آن محل زندگي مي كردند اقدامات احتياط آميز براي حفظ سلامتي خود به جا نمي آوردند.
    
     در گمبرون تفريحات كمي وجود داشت و از اين جهت بود كه اروپايي هاي مقيم آنجا به نوشيدن مشروبات الكي مي پرداختند. جهانگرد هلندي جان اشترويس كه از گمبرون در سال 1671 عبور كرد مي نويسد كه اشخاص زيادي در آنجا يافت مي شوند كه «خود را با نوشابه مخصوصي نابود مي كنند. وقتي انسان اين نوشابه گوارا را مي چشد، نمي تواند از نوشيدن آن خودداري كند و يك نوع گيجي و تب و تغييراتي به وجود مي آورد كه متدرجا بدن را از بين مي برد و كساني كه به افراط از آن نوشيده اند، مرده اند.»
    
     همچنين خطر افراط در نوشيدن مسكرات در گمبرون را متذكر مي شود و مي گويد: «اروپايي ها در نتيجه زياده روي در نوشيدن مسكرات و فسق و فجور نظير آن، زودتر به استقبال مرگ مي روند و قبرستاني در نزديكي شهر دارند كه پر از گور است.»
    
     چارلزلاك ير كه در سال 1705 در گمبرون بود از پذيرايي هاي مجالس هلندي در اين بندر تعريف مي كند و مي گويد اگر از اين نوع مجالس مست و لايعقل بيرون نروند، معجزه است.
    
     مندرجات مدارك كمپاني انگليسي هند شرقي و كمپاني هلندي هند شرقي در گمبرون بسيار غم انگيز است؛ زيرا در آن اشارات مكرري به مرگ اعضاي آنها در سن پايين ديده مي شود و ترديدي نيست كه عده اي از آنها در نتيجه افراط در مصرف مشروبات الكلي مردند.ولي تمام كاركنان آن دو كمپاني مجبور نبودند اوقات خود را در هواي ناسالم گمبرون بگذرانند، بلكه بر حسب وظيفه اي كه داشتند به شيراز و اصفهان و كرمان و ساير جاها كه هوا نسبتا سالم تر بود، مي رفتند.در اواخر قرن هفدهم گمبرون بسيار وسيع و مهم شد؛ به طوري كه روياي شاه عباس كه مي خواست آن را بندر عمده مملكت خود كند به تحقق پيوست. اسكله اي به طول يك ميل در كنار دريا ساخته شد؛ ولي كشتي هاي بزرگ به علت عمق كم آب نمي توانستند كنار آن لنگر بيندازند. چنين كشتي هايي مجبور بودند در مسافت دورتري توقف كنند و كالاهاي آنها را با قايق هايي به نام سنبوق خالي كنند. براي حفاظت شهر، يك ديوار سنگي بنا كرده بودند، ولي وقتي جان نيوهف در سال 1662 در آنجا بود، مشاهده كرد كه چنان خراب است كه قابل استفاده نيست. همچنين چهار قلعه كه دوتاي آن كوچك بود برپا شده بود ولي فقط يكي از آنها با توپ مجهز شده بود و سه تاي ديگر در اواخر قرن به حالت خرابي افتاده بود.در عهد شاردن در حدود 1400 تا 1500 خانه در شهر وجود داشت و در حدود بيست سال بعد احتمالاتعداد آن بيشتر بود. در بالاي بام ها بادگيرهايي ساخته شده بود كه بعضي از آنها چنان وسيع بود كه انسان مي توانست در هواي گرم در آنجا بخوابد.
    
     مركز كمپاني انگليسي هند شرقي در كنار ساحل و در حدود غربي شهر بود (و آن ايام، شهر بيشتر از امروز به طرف غرب امتداد داشت). درباره آن شرحي از نويسندگان آن عهد در دست نداريم. ولي تا آنجا كه نقاشي دو بروين نشان مي دهد، مركز كمپاني عبارت بود از ساختمان نسبتا بزرگي كه تا ساحل راه داشت و بادگيري در وسط ساختمان تعبيه شده بود. در داخل آن حياط وسيعي ساخته بودند تا بار چهارپايان را در آنجا قرار دهند. در مجاورت آن خليج كوچكي بود كه سنبوق ها براي انتقال دادن بار به آنجا مي آمدند.مركز اصلي كمپاني هلندي در شرق كمپاني انگليسي قرار داشت؛ ولي وسيع تر بود و ديوارهاي كنگره دار و بادگير بلندي داشت. در سال 1698 ژاكوبوس هوگ كامر كه در آن وقت رييس كمپاني هلندي بود، شالوده ساختمان بزرگ تري در حاشيه شرقي شهر ريخت. دوبروين درباره ساختمان جديد مي نويسد: «منزلي كه متعلق به كمپاني ماست زيباترين ساختمان شهر است و در حاشيه شهر به طرف شرق قرار دارد. اين ساختمان خيلي وسيع و داراي مخازن اسلحه است. اتاق هاي آن هم بسيار زيبا و بلند است. همچنين سالن مجللي در بالاقرار دارد كه از پنجره هاي آن و همچنين از پنجره هاي مسكن رييس كمپاني كه در همين ساختمان قرار دارد، منظره قشنگ دريا پيدا است و در اتاق هاي آن هواي بسيار مطبوعي جريان دارد؛ ولي اين ساختمان هنوز تمام نشده است.»رييس كمپاني هلندي منزل ديگري در دهكده ني بند در حوالي شهر داشت و در اين دهكده درختان خرما روييده بود (هنوز از اين درختان وجود دارد.) معلوم نيست كه رييس كمپاني انگليسي هم خانه اي در خارج گمبرون داشته يا نه، ولي كمپاني داراي باغي در عسين بود كه در آن ناحيه شهرت داشت. چنان كه گفتيم بهترين آب آشاميدني در گمبرون از چاه هاي عسين به دست مي آمد. مركز كمپاني فرانسوي كه در غرب مركز كمپاني انگليسي واقع بود، به زيبايي ساختمان هاي ديگر نبود و در وقتي كه چارلز لاك ير در سال 1705 از گمبرون ديدن كرد، كسي در آن ساختمان سكونت نداشت.
    
     2- مركز كمپاني انگليسي هند شرقي و كمپاني هلندي هند شرقي در اصفهان
    
     الف – مركز كمپاني انگليسي
     هنگامي كه شاه عباس اول به كمپاني انگليسي هند شرقي در 1617 اجازه داد كه محلي در اصفهان براي خود تعيين كند، به نمايندگان آن پيشنهاد كرد كه هر كدام از عمارات سلطنتي را كه مي خواهند انتخاب كنند و آنها نيز قصري را كه در غرب بازار قيصريه قرار داشت، برگزيدند.
     شاردن كه اين ساختمان را خوب مي شناخت درباره آن مي نويسد:
     «مركز كمپاني انگليس خانه اي بزرگ و وسيع دو طبقه است و يك باغ زيبا با دو حوض دارد؛ ولي حقيقت آنكه به حال خرابي افتاده است. نود سال قبل كه اين قصر به كمپاني داده شد، امور تجاري كمپاني خوب و مشتريانش زياد بود، ولي حالاديگر وضع به همان منوال نيست. تقريبا سي سال است كه از اين ساختمان زيبا به عنوان خانه ييلاقي استفاده مي شود و چند نماينده كمپاني چهار پنج ماهي در آنجا مي گذرانند و بعد به گمبرون بازمي گردند. خرابي اين قصر باعث تاسف است، زيرا سقف ها و نقاشي ها و زرنگاري هاي آن بسيار زيبا بود. قصر مذكور را يك نفر جارچي باشي بنا كرده بود و اين منصب، مقام بزرگي به شمار مي آيد. در اواخر قرن شانزدهم يك نفر جارچي باشي مورد غضب شاه عباس كبير واقع شد و اموال او را به رسم شرقي ها ضبط كردند. اتفاقا كمپاني انگليسي بعد از آن نمايندگاني به دربار فرستاد و تقاضاي ساختماني در پايتخت و در قصر پادشاه كرد. اولياي امور ايران نيز چند محل به آنها نشان دادند و كمپاني اين يكي را انتخاب كرد؛ زيرا در مركز تجاري شهر و در مجاورت دربار بود.»
     از اين قصر و باغ زيبا چيزي به جاي نمانده است، ولي نام كاروانسراي كوچكي كه در محل آن بنا شده هنوز دوره اي را كه نمايندگان كمپاني هند شرقي در آن ناحيه زندگي مي كردند به خاطر مي آورد. اين كاروانسرا امروزه به نام تيمچه فرنگي ها معروف است و در آخر كوچه اي است كه اطراف حياط مركزي بنا شده محل اقامت رنگرزها و قلم كارها است و پارچه هاي آنها در حياط در زير آفتاب براي خشك شدن قرار دارد. شاردن حق داشت موقعيت مناسب اين قصر را يادآور شود.زندگي در محل كمپاني در اصفهان محدودتر از گمبرون بود. با وجود اين، جفريس كه يكي از كاركنان كمپاني در اصفهان بود، در ماه اوت 1620 مي نويسد كه دربان و دو نفر فراري از كشتي آن قدر مشروب نوشيدند كه دو نفر از آنها كه هوشيارتر بودند مجبور شدند ديگري را با خود حمل كنند.
    
    
     ب – مركز كمپاني هلندي هند شرقي
     مركز كمپاني هلندي هند شرقي در اصفهان قدري در شمال مركز كمپاني انگليسي قرار داشت و از آن امروزه چيزي بر جاي نمانده است و حتي تعيين محل آن با دشواري صورت مي گيرد. شاردن مي نويسد كه محل كمپاني در مجاورت «مدرسه شاه زاده ها» تاسيس شد. مركز كمپاني هلندي در قسمت شمال واقع در ناحيه اي است كه فعلاقسمتي از آن به صورت زمين باير و قسمت ديگر داراي ساختمان هاي جديد و چند باغ است. مركز كمپاني هلندي موقعيت مركز كمپاني انگليسي را نداشت، زيرا خارج از مركز تجاري شهر و دربار بود. به علاوه با محله بدنامي مجاورت داشت.شاردن شرح عجيبي درباره هيوبرت و يس نيچ كه يكي از نخستين پايه گذاران كمپاني هند شرقي در ايران بود، مي نويسد و متذكر مي شود كه وي چگونه قصري را كه محل كمپاني شد به دست آورد و چگونه بعد از اينكه مورد غضب واقع گرديد و رو به فرار نهاد، آن قصر به تصرف كمپاني درآمد. كورنليوس دوبروين كه در سال 1704 در اصفهان بود، از قصر و باغ آن تصويري كشيد. گذشته از اين، در كتابش راجع به آن مي نويسد:
     «اجازه بدهيد مختصري درباره محل كار كمپاني، منزل رييس آن و ساير كارمندان بنويسيم. اين محل با ديوار بلندي از گل محصور شده است و دروازه آن وسيع و بلند است و از آنجا از ميان دو ديوار گذشته مي توان به اصطبل ها رفت، ولي غالبا اسب ها را در خارج مي بندند. پس از گذشتن از اصطبل ها و باغ در دست چپ، به خود ساختمان مي توان راه يافت. در وسط حياط آن مجراي آبي است كه از كنار خارج مي شود و خارجي ها را در آنجا مي پذيرند. در پشت آن آپارتمان زيبايي است كه در آن قالي هاي ظريف گسترده شده و مطابق رسم مملكت نازبالش هاي بسيار در آن نهاده اند. در يك طرف، آپارتمان ها و اداره معاون و در طرف ديگر محل اقامت نوكرهاي كمپاني قرار دارد. از آنجا به قسمتي كه مخصوص خود رييس است مي توان رفت. براي رفتن به آنجا بايد از دالان كوچكي عبور كرد. اين قسمت داراي سه يا چهار آپارتمان است و بايد سالن غذاخوري را كه مشرف بر آن است به حساب نياوريم؛ باغ زيبايي در اين محل ايجاد كرده اند كه در وسط آن سايباني از چوب است و حوضي زيبا با فواره در آن ساخته اند كه در آنجا آب به چند مجرا سرازير مي شود و از آن براي آب دادن به درختان استفاده مي شود به اين طريق كه دستگاهي آب را به هر قسمت جاري مي كند. در باغ مذكور درختان ميوه و گل ها و نباتات فراوان نيز يافت مي شود.»
    
     به آساني مي توان دريافت كه كارمندان دو كمپاني انگليسي و هلندي پس از مدتي اقامت در هواي گرم گمبرون و طي مسافت بين اين شهر و اصفهان و تحمل رنج سفر و مخاطرات اين راه ها چه اندازه از ورود به آن محل زيبا و استراحت در باغ هاي پرسايه آن لذت مي بردند. حتي در ايران امروز، يعني در عهدي كه مسافرت در اين كشور نسبتا به سهولت و راحتي انجام مي گيرد، انسان هميشه پس از يك سفر طولاني و پر از گرد و غبار با لذت فراوان به چنان محل ساكتي قدم مي گذارد. جايي كه مي توان به صداي آرام بخش آب روان گوش داد.
     هر دو كمپاني در شيراز شعبه داشتند و در هر حال يكي از آنها در كرمان نماينده داشت. به علاوه، هلندي ها شعبه كوچكي هم در لار باز كرده بودند. ظاهرا جزئيات اين دو شعبه ضبط نشده است.
    
    
     3- مواجب نمايندگان و اعضاي دو كمپاني انگليسي و هلندي در ايران
    با در نظر گرفتن ارزش پول در قرن هفدهم و هيجدهم، حقوق نمايندگان دو كمپاني مذكور بسيار كم بود.چارلز لاك ير پس از ذكر سختي هاي زندگي در گمبرون مي نويسد كه با در نظر گرفتن بيماري در بهار و گرماي شديد در تابستان و بيماري سخت در زمستان، نمايندگان كمپاني بيش از 15 ليره و منشيان آن بيش از 5 ليره در سال نمي گيرند و بعد مي نويسد امكان ثروتمند شدن در آنجا بيشتر از جاهاي خوش آب و هوا است، زيرا اعضاي كمپاني مي توانند مايملك همكاران خود را به ارث ببرند! لاك ير ذكري از رييس يا روساي عالي تر به ميان نمي آورد، ولي مي دانيم كه حقوق آنها از قرار ذيل بوده است.
     رييس: 150 ليره در سال
     دو تاجر با سابقه: 40 ليره در سال
     نماينده عالي رتبه: 30 ليره در سال
     كارمندان جزء: 5 ليره در سال 


  همچنين در اين باره بخوانيد:
  تاريخ اقتصاد: ايران و كمپاني هند شرقي- ۱تا ۳ 


 
  رويدادها
  مقالات
  گفتگو
  دنياي نشر
  گزارش
  نقد و نظر
  قوانين و مقررات
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.