بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد






 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 3/10/86   سایت اطلاع رسانی فرش ایران


من و رنگرزي گياهي؛ سيد عباس سياحي از زبان خودش



86/10/3 - کارپتور
    
    

    سيد عباس سياحي، 25 اسفند ماه 1311 در محله سادات اردستان، در حاشيه کوير مرکزي ايران، بين کاشان و نائين متولد شد.
    تحصيلات ابتدايي و سه سال اول دبيرستان را در اردستان گذراند. در سال 1328 به تهران آمد و در دانشسراي شبانه روزي تهران به تحصيل پرداخت. در سال 1332 آموزگار دبستان هاي لواسانات، شميران و درکه بود. بعد از پنج سال آموزگاري، سال 1337 به دانشسراي عالي رفت و در سال 1340 با اخذ ليسانس به عنوان دبير دبيرستانهاي شميران به کار خود ادامه داد.
    
سيد عباس سياحي، استاد پيشکسوت رنگرزي خطه فارس
سيد عباس سياحي، استاد پيشکسوت رنگرزي خطه فارس
از آنجا که با سواد کردن بيسوادان را دوست مي داشت، به آموزش روش تدريس الفبا پرداخت و در تاليف کتاب اول ابتدايي که از سال 1344 در کلاسهاي اول تدريس مي شد، شريک و موثر بود. براي آموزش روش تدريس کتاب اول ابتدايي به کليه استان هاي کشور مسافرت کرد و در مراکز استان و شهرستان هاي آن روش تدريس الفبا را براي معلمان و راهنمايان تعليماتي تدريس مي کرد، تا آنجا که شهري نيست که h, به آن نرفته باشد. hو بسياري از روستا هاي ايران را هم ديده است. چون از بچگي با رنگرزي آشنا بود و به آن علاقه داشت به هرکجاي ايران که رفت، درباره رنگرزي گياهي و گياهان رنگرزي منطقه نيز پرس و جو و جست و جو مي کرد.
    پس از بازنشستگي به احياي رنگرزي سنتي گياهي پرداخت و به آموزش عملي آن مشغول شد. ده ها مقاله و فيلم و رپرتاژ و... نتيجه تلاش اين ساليان است.
    15 ديماه سال جاري، از سوي مرکز ملي فرش، از وي و تني چند از رنگرزان کشور طي مراسم "تجليل از هنرمندان، اساتيد و پيشکسوتان فرش دستباف ايران" در موزه فرش تجليل به عمل خواهد آمد. آنچه مي خوانيد زندگينامه اوست با قلم خودش:
    
    
    من و بسياري از هم وطنانم زندگي و شادماني هاي خود را در کودکي با رنگ آغاز کرديم . اگر من بتوانم خاطرات هفتاد و چند ساله ي خود را در اين باب بيان کنم بسياري از رموز رنگرزي سنتي را روي الياف پشمي و کتاني و پنبه اي و ابريشمي که رنگرزي سنتي لباس هم از آن خارج نيست بيان کرده ام.
    از سن سه چهار سالگي با رنگرزي آشنا شده ام . همه ميدانيد که جشن و شادماني بزرگ ايرانيان در اول بهارازروز اول فروردين سال هجري شمسي مطابق با 21 يا 22 مارس ميلادي شروع ميشود. در اين جشن کودکان جايگاه بخصوصي دارند. زيرا هم برايشان لباس نو تهيه مي شود وهم از بزرگتر ها عيدي مي گيرند.
    معمولي ترين عيدي ما بچه هاي هفتاد سال پيش در روستاها و شهرستان ها و حتي شهر هاي بزرگ، تخم مرغ رنگ کرده بود. تخم مرغ را با روناس ، پوسته ي انار، پوسته ي گردو و برگ مو و گياهان رنگرزي ديگر رنگ ميکردند.
    بسيار جالب است که جمع آوري گياهان رنگزا براي تخم مرغ رنگ کردن عيد، کار خود بچه ها بود . مثلا در اواخر تابستان که گردو تکاني ميکردند بچه ها پوسته ي سبز گردورا جمع ميکردند، خشک ميکردند و براي تخم مرغ رنگ کردن عيد در جايي نگه ميداشتند. همينطور موقع پاک کردن باغ ها ريشه روناس را جمع ميکردند و نگه مي داشتند.
    وقتي که مادران به کار رنگرزي تخم مرغ مي پرداختند بچه ها و بخصوص دختر ها با علاقه و شوق نگاه مي کردند و ياد ميگرفتند. حتي دختران بزرگ کار رنگ کردن را انجام ميدادند و مادران نظارت و راهنمايي مي کردند. بچه هاي ديگر هم نگاه مي کردند.
    همه مردم محل و روستاها در سه روز اول فروردين به ديدن يکديگر مي رفتند و بچه ها عيدي خود را که معمولا تخم مرغ هاي رنگي بود از بزرگتر ها دريافت ميکردند . سپس با همين تخم مرغ هاي رنگ کرده در ميدان محل و روستا در جشن و بازيها شرکت مي کردند.
    لباس نو دوختن براي بچه ها از کارهاي حتمي مادران بود .جنس اين لباس ها که پيراهن وشلوار بود ، کرباس پنبه اي يا بافتني پشمي و بندرت ابريشمي بود. بعضي از مردم محل در بافتن کرباس و متقال و انواع پارچه هاي پنبه اي مهارت داشتند. خانواده ها از اينان پارچه مي خريدند وبراي بچه ها لباس مي دوختند. رنگ غالب شلوار ها آبي سير نيلي بود جنس آن هم کرباس و متقال پنبه اي بود. شلوار دوخته شده را به رنگرز خمکار نيل که در هر محله اي بود مي دادند تا رنگ کند.
    شوق بچه گانه لباس نو داشتن ما را بر آن ميداشت که به کارگاه رنگرزي برويم واز استاد بخواهيم لباسمان را زودتر رنگ کند. به اين گونه بچه اي نبود که با نيل و خمره رنگرزي آشنا نباشد. هنوز هم ضرب المثلي در ايران هست که وقتي کسي عجله دارد که کاري زود تر انجام شود و در آن اصرار مي ورزد. کننده کار براي آنکه بگويد به اين عجله انجام نمي شود، ميگويد مگر خمره رنگرزي است که بتوانم فورا برايت انجام بدهم.
    بطور يقين شلوارهاي کرباسي و پنبه اي آبي رنگ ما از بهترين شلوارهاي جين امروزي اصيل تر و بهتر بود. من اين روز ها اين شلوارها را که ميبينم تاسف ميخورم که چرا جين طبيعي خود را از دست داده ام و جين تقلبي را جايگزينش کرديم.
    پيراهن نو پنبه اي بچه ها را مادرها خودشان با گياهان رنگزا و دندانه هاي مختلف در خانه و در نتيجه با حضور خود بچه ها رنگ ميکردند.
    کار ديگري که با سنت عيد و در زمينه شناخت رنگ ها انجام ميشد رنگ کردن در و ديوار خانه ها و اتاقها و حتي کوچه هاي روستا بود. اين کار هم در اواسط ماه اسفند انجام ميشد . با دوغاب انواع گل رس در و ديوار اتاق ها و خانه ها را رنگ مي کردند.
    بچه ها شريک و ناظر اين کار بودند. کمتر بچه اي بود که اثر دستش بر روي ديوار خانه ها خود نمايي نکند. اين سنت بچه ها را با بنايي و نقاشي ساختمان و حتي نگارگري آشنا ميکرد.
    مرا اعتقاد بر آن است که ارتقاي هنر کاشي سازي هاي رنگ وارنگ ما ريشه در اين سنت نوروزي دارد.
    اين تجربه ي رنگ و رنگرزي که از بچگي شروع مي شد تا پايان عمر ادامه داشت
    زيرا محل در آمد نقدي خانواده ها از قاليهايي بود که زنان مي بافتند و با فروش آن پول نقد به خانواده ها وارد مي شد و بچه ها آن را لمس مي کردند. پشم قالي را زنان همان محل و روستا مي رشتند ورنگ آن را خود ميکردند . رنگ آبي نيلي را به استاد خمکار
    محله مي دادند. زنان از همان آبي سير يا روشن بازاري به وسيله گياهان ودندانه هاي مختلف انواع رنگ سبز و بنفش و غيره در مي آورند. بچه ها هم در اين آموزشگاه عملي رنگ رزي گياهي مهارت پيدا ميکردند. از قرن ها وقرنها پيش به همين طريق تجربه رنگرزي سنتي از نسلي به نسلي و در نتيجه به نسل من منتقل شده است.
    به همين طريق که شمه اي از آن عرض شد من با شيوه رنگرزي سنتي آشنا شدم واز سي و چند سال پيش عملا به آزمودن آموخته هايم در رنگرزي پرداختم.
     من مولف کتاب اول ابتدايي بودم و براي تعليم روش الفبا به آموزگاران ايران به شهر ها وروستا ها ي مختلف مملکت ميرفتم. به جرات ميگويم که بيش از نصف بعلاوه يک روستاهاي وطنم را زير پا گذاشتم و همه جا بوسيله ي معلمان، که در کلاس روش تدريس الفبا شرکت ميکردند، با استادان وپير زنان قاليباف و رنگرز آشنا شدم و گياهان و مواد رنگرزي سنتي هر محلي را ميديدم و نمونه مي گرفتم و خود مي آزمودم.
    از سال پنجاه تا پنجاه وهفت در الشتر لرستان و دانشگاه بوعلي همدان و سلطان آباد شيراز به تاسيس کارگاه تعليم و احياي رنگرزي گياهي پرداختم.
    بعد از انقلاب دست از همه کارها دست شستم وفقط به کار رنگرزي گياهي سنتي پرداختم. با رنگ کردن روزانه سه - چهار کيلو نخ پشمي قالي شروع کردم . الان روزانه ميتوانم بيش از ده هزارکيلو نخ قالي را با گياهاني نظير روناس، پوست انار، پوست گردو، جفت، بلوط ، کاه گندم ، جاشير، اسپرک و ... با دندانه هاي زاجهاي مختلف رنگ کنيم .
    انقلاب اسلامي ايران، ملت را تا حدي به فرهنگ و توانايي هاي گذشته خود متوجه کرد . من نيز صميمانه به احياي رنگ هاي گياهي پرداختم .
    رنگرزي گياهي و بافتن قالي و گليم و جاجيم و پارچه بافي در ايران گذشته يک فرهنگ بود و هنوز هم هست، آن هم فرهنگي مکتوب که الفباي آن رنگ هاي گياهي و سنتي سرخ ، زرد ، آبي ، قهوه اي بنفش و ..... است با بکار بردن اين الفبا ي رنگها بافندگان کلمات و عباراتي را به صورت گلها و نقشها و طرح ها ايجاد مي کنند که تمام مردم دنيا آن را مي بينند و درک مي کنند. هر قالي ايراني با رنگ هاي اصيل گياهي و نقش هاي جورواجورش نوشته است ، شعري است و يا غزلي است به زبان بين المللي هنر قالي ايراني که هر بيننده اي آن را مي فهمد .
    در اغلب نمايشگاه ها در کارگاه موقت رنگرزي، نمونه رنگهاي گياهي را روي نخهاي پشمي و پارچه هاي پنبه اي و ابريشمي به نمايش گذاشته ام و فرصتي ايجاد کرده ام تا اگر فرصتي دست دهد و کسي بخواهد، روي يکايک رنگها و مواد و شيوه هاي کاربردي آن گفت وگو کنيم.
    
    
 


  همچنين در اين باره بخوانيد:
  سید عباس سیاحی به آسمان آبی خدا پیوست 
  اسمم سید عباس سیاحی است- باعشق به رنگ زنده ام من  
  شیراز دیوانه­ ی خوب زیاد دارد - گفتگو با مجنون رنگ ها 
  شعري از عباس سياحي؛ رنگ هاي خدا 
  من و رنگرزي گياهي؛ سيد عباس سياحي از زبان خودش 


 
  پيشخوان
  مراکز آموزشی
  مرکز تحقيقات فرش دستباف ايران
  تورهای آموزشی گردشگری فرش دستباف Persian Carpet Educational Tours
  بانك جامع اطلاعات نان و گندم ايران
  پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی
  همایش گنجینه های از یاد رفته هنر ایران
    کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.